كه افزونى مىيابد و كاسته نمىشود .
( 1 ) « هر اجتماعى كه با هدفى واحد فراهم آمدند ، نيرو يافتند و پيمانشان استوار شد ، پس آمادهء جنگ با معاويه و سپاهيانش شويد كه بسوى شما آمده است و بخوارى نگرائيد كه ذلت بندهاى دلها را مىگسلد . و اقدام بر جنگ موجب بزرگوارى و بركنارى از شكست و ذلت است .
« هر گروهى كه از پذيرش خوارى امتناع ورزيدند ، خداوند دردها و ناكاميشان را برمىدارد و از خوارى بدورشان مىسازد و به حقيقت رهنمونشان مىگردد ، آنگاه اين شعر را بخواند « 9 » :
از صلح آنچه را ميخواهى ميتوانى گرفت ،
ولى از نفسهاى جنگ بيش از يك جرعه نتوان نوشيد » .
آنگاه از منبر پائين آمد و مردم فرمانش را گردن نهادند و گفتارش را پذيرفتند .
امام آنچه در توان داشت براى بسيج سپاه به كار برد و مردم را بجنگ با دشمن برانگيخت و گروهى از بزرگان عراق را كه از جنگ جمل كنارهگيرى كرده بودند سرزنش نمود بعضى از آنها تلخى پشيمانى را احساس ميكردند و حسن ( ع ) حرمان و ناراحتى ندامتشان را بر طرف مىساخت .
( 2 ) از جملهء بزرگان كوفه كه به علت كنارهگيرى از جنگ جمل پشيمان شده بود « سليمان بن صرد خزاعى » « 10 » بود كه امام او را به اين جهت
هامش
( 9 ) - شعر از عباس بن مرداس سلمى است كه در جلد پنجم خزانه آمده است .
( 10 ) - سليمان صرد خزاعى ، از بزرگان و آبرومندان و مردان پرفضيلت كوفه