تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
اين نامه امام را بكشتن « عثمان » متهم ساخته بود در صورتى كه خود مىدانست امام از چنين اتهامى مبراست ، ولى او راه ديگرى براى - بهانه‌جوئىهاى خود بهتر از اين ياوه‌گوييها نمىيافت . ( 1 ) « جرير » با چنين نامه‌اى درحالىكه رسالتش با شكست مواجه شده بود ، به نزد امام بازگشت و او را از سركشى و تمرد « معاويه » در برابر خلافت مركزى آگاه ساخت . امام چاره‌اى جز فرستادن نمايندگانى ديگر نيافت و سفيران كوفه بسوى شام مرتبا مىرفتند ولى نتيجه‌اى نمىيافتند و بازمىگشتند . كم كم كار « معاويه » بالا مىگرفت و حكومتش توان مىيافت و گروه‌هائى از مردمان كه دلهائى مضطرب و متزلزل داشتند و ايمان در آن دلها راه نيافته بود ، بدور « معاويه » جمع شدند و از هدفهاى عالى اسلامى بكنار رفتند و در نتيجه ، اجتماعى فراوان از مردم نابخرد بمعاويه پيوستند . ( 2 )

آغاز جنگ

چون گروه انبوهى از مردم دنياپرست و بىايمان به رژيم شام پيوستند ، « معاويه » آمادهء جنگ شد تا با حكومت مشروع حق و عدل در آويزد . سپاه « معاويه » به صفين « 8 » رسيد و چون در كنار فرات اردو زد ، آب را
هامش
( 8 ) - صفين ناحيه‌اى است در كرانهء غربى رود فرات نزديك رقه كه در آغاز ماه صفر سال 37 هجرى ، جنگ بين سپاهيان امام و لشكر معاويه در آنجا اتفاق افتاد ، در تعداد سپاهيان طرفين اختلاف است ، گفته مىشود تعداد سپاهيان امام