تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
گناهان « عثمان » به حدى زياد شد و شهرها بر او تنگ آمد تا اينكه خودم ديدم « طلحه » درحالىكه هنوز « عثمان » زنده بود به بيت المال حمله برد . ( 1 ) و اينكه پسر زبير گفت على ( ع ) كار مردم را به پراكندگى كشانيد ، پدر خودش زبير بيش از هر كس مسئول اين حادثه است او با دستش بيعت كرد نه با دلش او به ظاهر اقرار به بيعت كرد ، ولى اطرافيانش را فراهم آورد و اگر راست مىگويد و دليلى دارد بياورد و چه برهانى دارد كه اقامه كند ؟ و اينكه ورود مردم كوفه ببصره او را متعجب مىكند نبايد ورود حق‌پرستان بباطل‌گرايان او را بشگفتى اندازد . و به خدا قسم كه مردم بصره به زودى حقيقت را خواهند دانست . وعده‌گاه ما و آنها در روز رستخيز - دادگاه عدالت الهى - است و خدا بهترين داوران است . حسن ( ع ) با چنين سخنان استوارى ، گفتار پسر زبير را ردّ كرد و كلامش را باطل شمرد و دلايل مستحكمى بر تمرد و سركشى او بيان داشت و مخالفتش را با خلافت امام ، مردود شمرد همچنانكه مردم كوفه را نيز از اشتباه در آورد و آمادهء جهاد با شورشيان ساخت . امام ، قرآن را بدست گرفت و درحالىكه هنوز اميد به صلح داشت بميان يارانش رفت و فرمود : « كيست كه اين قرآن و حقايق آن را بر اين گروه عرضه بدارد و اگر دستش را انداختند آن را بدست ديگرش بگيرد و اگر آن هم افتاد مصحف عزيز را با دندانهايش نگه دارد تا كشته شود ؟ » جوانى كوفى برخاست و حماسه‌اى بزرگ در روحش موج ميزد و گفت : - من ، اى امير المؤمنين !