- مىگويم علاج اين كار ، تسكين و آرامش است . پس از بياناتى چنين بسخنانش افزود :
- اگر شما با ما بيعت كنيد نشان خير است و بشارت رحمت و خونخواهى آن مرد ، و سلامت و امنيت مردم ، و اگر تكبر ورزيد و از قبول بيعت خوددارى كنيد ، نشان شر است و از دست رفتن خون .
پس صلح را انتخاب كنيد و از آن بهرهمند شويد و ما و خودتان را گرفتار نكنيد و باعث زد و خورد نشويد .
آنها سخنان « قعقاع » را تحسين كردند و انديشهاش را درست شمردند و گفتند :
- سخن خوبى است ، درست و بجا گفتى ، بجانب على ( ع ) بازگرد اگر رأى او هم اين باشد كار اصلاح مىشود .
« قعقاع » خشنود بازگشت و على ( ع ) را از گفتگوى خود خبر داد ، امام بشدت خوشحال شد و او را بزرگ داشت « 31 » ، نشانههاى صلح نمايان شد و نزديك شد كه امت اسلام بوحدت كلمه برسند و بسازش دست يابند ، ولى گروهى نابكار از دار و دستهء « عايشه » همچنان فتنه بر مىانگيختند و در ايجاد تفرقه ميكوشيدند و آنچه نيرو داشتند در بهم زدن صلح و آتش افروزى جنگ و تباهى حال مردم به كار ميبردند ، تا اينكه همهء اقدامات صلحآميز امام بر باد رفت .
آنچه مسلم است گروهى از بنى اميه كه در لشكر « عايشه » بودند با نهايت كهنه كارى و دغلبازى براى بهم زدن آشتى ميكوشيدند ، زيرا صلح موجب استقرار مقام امام بود و همهء مسلمين خلافتش را مىپذيرفتند و
هامش
( 31 ) - تاريخ طبرى ، جلد 5 .