تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
« پس دعوت ما را بپذيريد و ما را كمك كنيد تا از اين گرفتاريهاى كه براى ما و شما پيش آمده نجات يابيم ، ( 1 ) امير المؤمنين در اين باره ميفرمايد : اكنون كه من برخاسته‌ام يا ستمكارم يا ستمديده و من خدا را به ياد مىآورم و هر كس كه ميخواهد رعايت حق را كند بايد برخيزد ، اگر مرا مظلوم مىيابد كمك كند و اگر ظالم مىشمارد بگيرد و كيفر دهد . « به خدا قسم « طلحه » و « زبير » نخستين كسانى بودند كه خلافتم را پذيرفتند و نخستين كسانى بودند كه پيمان خود را شكستند ، آيا من مال مردم را اندوختم يا حكم خدا را تغيير دادم ؟ « اكنون اى مردم برخيزيد و خير و حقيقت را گسترش دهيد و زشتى و ناپاكى را نابود سازيد » . مردم سخن حسن ( ع ) را شنيديد و اطاعت كردند و فرمانبردارى و تسليم خود را اعلام داشتند و دعوتش را پذيرفتند . در اينجا موقعيت عظيم « مالك اشتر » شناخته مىشود كه چون ديد كار جز باخراج ابو موساى سست عنصر و دسيسه باز پايان نمىيابد ، با گروهى از همراهانش بجانب قصر « ابو موسى » حركت كرد ، چون غلامان حاكم ، حركت انقلابيون را ديدند به پيش ابو موسى آمدند و با نهايت ترس و لرز گفتند : اى ابو موسى ! اشتر وارد قصر شد و ما را ، زد و بيرون كرد . ابو موسى كه ترس سراپايش را گرفته بود پائين آمد و « اشتر » كه او را ديد درحالىكه خشمى تلخ و شديد و كينه‌اى داغ از نهادش مىجهيد فرياد زد : - از قصر بيرون بيا ، اى بىمادر ! « اشعرى » بازهم مردد ماند كه دوباره مالك فرياد زد :
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 274 | فخر الدين حجازى / الشيخ باقر شريف القرشي