مهربان است » « 27 » .
و فرموده است : « هر كس مؤمنى را از روى عمد بكشد پاداش او جهنم است » « 28 » .
( 1 ) در اين وقت « عمار » براى مبارزه با ياوهگوييهاى ابو موسى بسخن آمد و گفت :
- تو اين سخن را از پيغمبر شنيدى ؟
- بلى و اينك دستم را بگروگان سخنم مىگذارم .
« عمار » رو بمردم كرد و گفت :
آيا منظور پيغمبر ، از اين گفته ، « ابو موسى » بوده است كه نشستنش بهتر از قيامش باشد ؟
مداراى حسن ( ع ) و طول شكيبائى و بردبارى عظيمش نتوانست در روح اين مرد متمرد كه جز خشونت چارهاى براى كارش نبود ، اثرى بگذارد و او همچنان بر عقيدهء باطلش پافشارى ميكرد و مردم را از جهاد بازميداشت و در ميان اجتماع تفرقه و فساد بر مىانگيخت .
حسن ( ع ) تصميم گرفت مردم را بيدار كند و همتشان را برانگيزد و آمادگى و شوق كامل در جانها ايجاد كند و آنها را بجهاد وادار سازد پس در برابر مردم بسخن ايستاد و گفت :
« اى مردم ! بشما خبر رسيد كه امير المؤمنين بسوى كوفه مىآيد و ما براى كمك خواهى از شما آمدهايم كه چهرگان درخشان انصار و سركردگان عرب هستيد و ميدانيد كه طلحه
هامش
( 27 ) - سورهء نساء ، آيهء 29 .
( 28 ) - سورهء نساء ، آيهء 93 .