تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
( 1 ) امام براى چهارمين بار نمايندگانى متشكل از فرزندش حسن ( ع ) و « عمار ياسر » به كوفه فرستاد و نامه‌اى نوشت كه طى آن « ابو موسى » از حكومت كوفه بر كنار شد و « قرظة بن كعب » « 26 » بجايش منصوب گرديد و امام به « ابو موسى » چنين نگاشت : « اما بعد ، من مىبينم كه تو خود را از جهادى كه بهره‌اى در آن ندارى بر كنار مىسازى و فرمان مرا نميبرى ، من حسن بن على و عمار ياسر را فرستادم تا مردم را آمادهء جنگ سازد و قرظة - بن كعب را والى كوفه ساختم ، پس از كارگزارى ما درحالىكه رانده و ناپسنديده‌اى بكنار رو و اگر اين فرمان را نپذيرى دستور دادم ترا از مقامت پائين اندازند » . چون حسن ( ع ) بكوفه رسيد ، مردم دسته دسته بسويش آمدند و با صداى بلند اعلام اطاعت و فرمانبرى كردند و حسن ( ع ) بركنارى « ابو موسى » را بمردم خبر داد و او را بخوارى و بيچارگى كشانيد ، ولى « ابو موسى » بازهم دست‌بردار نبود و تصميم داشت همچنان بزمامدارى باقى بماند و فرمان امام را نپذيرد پس با « عمار » سخن از قتل « عثمان » بميان آورد و دنبال بهانه‌هائى مىگشت كه جريان را طول دهد شايد
هامش
( 26 ) - قرظة بن كعب انصارى در التزام پيامبر در جنگ احد و ديگر غزوات شركت كرد و در زمان عمر شهر رى را به تصرف در آورد و او يكى از ده نفرى است كه عمر براى تعليم مردم كوفه به آنجا فرستاد ، على ( ع ) او را پس از عزل ابو موسى بفرماندارى كوفه فرستاد و چون بصفين رفت او را با خود برد و ابو مسعود بدرى را بجايش فرستاد ، قرظه در جنگهاى على ( ع ) با دشمنان جنگيد و در زمان خلافت آن حضرت در خانه‌اى كه در كوفه ساخته بود ، در گذشت و امام بر او نماز گذارد ( الاستيعاب ، جلد 3 ) .