( 1 ) ناچار گواهان دروغگوئى كه قبلا ايمان آنها را خريده بودند ، بحضور « عايشه » آوردند و آنها به خدا قسم خوردند كه اينجا آب حواب نيست و به اين وسيله توانستند « عايشه » را از عقيدهاش برگردانند « 17 » .
كاروان سپاهيان به راه خود ادامه داد و بيابانها را طى كرد تا به نزديكى بصره رسيد . « عثمان بن حنيف » « 18 » والى « بصره » بجانب بصره آمد و از ورودشان به شهر جلوگيرى كرد و گفت :
اى مردم ! شما با خدا بيعت كرديد و دست خدا بالاى دستهاست و هر كس پيمان بشكند بزيان خويش عمل كرده و آن كس كه به پيمان خدا وفادار بماند به زودى خداوند به او پاداشى بزرگ عنايت خواهد كرد .
به خدا قسم اگر على ( ع ) بداند كسى ديگر از او به خلافت سزاوارتر است كنار ميرود ، و اگر مردم به ديگرى بيعت ميكردند ، على ( ع ) هم
هامش
( 17 ) - الامامة و السياسة و در مروج الذهب و تاريخ يعقوبى آمده كه اين نخستين شهادت دروغى بود كه در اسلام داده شد .
( 18 ) - عثمان بن حنيف انصارى از قبيلهء اوس است او از طرف عمر والى شد و بعد هم امام امارت بصره را به او واگذارد و چون امام از بصره خارج شد ، او را از بصره برداشت و عبد اللّه عباس را بجايش گذاشت ، گفته شده كه عمر بن خطاب با اصحاب مشورت كرد كه چه شخصى را به عراق بفرستد و همه عثمان بن حنيف را انتخاب كردند و گفتند او را اگر بجاى مهمترى هم بفرستى به خوبى اداره مىكند چون داراى بينش و معرفت و خرد و تجربه است .
عمر به انتصاب عثمان بن حنيف بر سرزمين عراق شتاب كرد و عثمان بر هر جريب زمين كه آب به آن ميرسيد و آباد و سبز بود ، يك درهم پول و يك كيل غله مقرر داشت و ميزان اين ماليات قبل از مرگ عمر از اين قرار به صد ميليون بالغ گرديد عثمان پس از حادثهء بصره ، در كوفه ساكن گرديد و تا زمان معاويه همانجا ماند ( الاستيعاب ) .