تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
سپاهيان به راه افتاد . ( 1 ) او مىرفت تا وحدت مسلمين را در هم شكند و جز مبارزه با خلافت على ( ع ) انديشه‌اى در سر نداشت . در اين حال « سعيد بن عاص « 13 » » بنزدش آمد و گفت : - ام المؤمنين ! بكجا ميروى ؟ - به بصره . - در آنجا چه كار دارى ؟ - به خونخواهى « عثمان » ميروم . - « سعيد » با صدائى بلند و مسخره‌آميز خنديد و گفت : قاتلان « عثمان » همراه خودت هستند . « عايشه » از او رو برگردانيد و برفت . در اين حال « مروان بن حكم » به او رسيد و گفت : - تو هم به « بصره » ميروى ؟ - بله ، بخونخواهى « عثمان » ميروم .
هامش
( 13 ) - سعيد بن عاص بن سعيد بن اميه در سال اول هجرى به دنيا آمد ، پدر كافرش را على ( ع ) در جنگ بدر كشت او از فصيحان عرب بود و عثمان او را حاكم كوفه ساخت و بعد او را بر كنار كرد و وليد را بجايش فرستاد و باز وليد را بر كنار كرد و سعيد را دوباره بر كوفه فرستاد اهل كوفه او را بازگردانيدند و به عثمان نوشتند ، ما نيازى به وليد و سعيد تو نداريم سعيد مردى خشن و نيرومند و مسلط بوده و چون عثمان كشته شد در خانه‌اش نشست و در جنگهاى جمل و صفين شركت نكرد و چون معاويه روى كار آمد او را والى مدينه كرد و بعد مروان را به اين مقام برگماشت و اين دو نفر پشت سر هم بر مدينه حكومت ميكردند او در زمان خلافت معاويه در سال 59 هجرى در گذشت ( الاستيعاب ) .
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 258 | فخر الدين حجازى / الشيخ باقر شريف القرشي