تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
رسيدند شنيدند كه شورشيان بسوى « بصره » در حركتند . امام چند روزى در « ربذه » باقى ماند تا فرمانش را صادر كند . ( 1 ) در اينجا « طبرى » حديثى مشكوك مىآورد كه مسلم است چنين خبرى ساختگى است او مىنويسد : حسن ( ع ) در « ربذه » بحضور امام آمد و گفت به تو پيشنهادهائى دادم و همه را ردّ كردى و اكنون گرفتار جنگ شده‌اى و ياورى ندارى . - تو هميشه مينالى چه پيشنهادى كردى كه انجام ندادم ؟ - روزى كه « عثمان » در محاصره بود گفتم از مدينه خارج شو ، تا در وقت كشتنش آنجا نباشى . و بعد از قتل « عثمان » گفتم بيعت مردم را مپذير تا همهء مردمها از شهرهاى مختلف بيايند و با تو بيعت كنند و چون طلحه و زبير شوريدند گفتم در خانه بنشين تا كار اصلاح شود و اگر فسادى پديد آمد بدست ديگران باشد و تو هيچ‌كدام از اين پيشنهادها را نپذيرفتى . امام پاسخ داد : پسرم ! اينكه گفتى در روزهاى محاصرهء « عثمان » از مدينه خارج شوم آن روزها منهم مثل « عثمان » در تنگناى محاصره بودم و اينكه گفتى خلافت را قبول نكنم تا مردم همهء شهرها بيايند بايد بگويم در اين مورد رأى مردم مدينه اصالت دارد و من نخواستم كه تقاضاى آنها را ردّ كنم . و اما پيشنهاد تو در موقع شورش « طلحه » و « زبير » اين اهانتى به امت مسلم است . به خدا قسم من از هنگامى كه خلافت يافته‌ام مرتبا مقهور اين خيانتها بوده‌ام و به آنچه سزاوار آن بوده‌ام نرسيده‌ام و اما اينكه گفتى در خانه‌ات بنشين در اين صورت با وظايفى كه دارم چه كنم ؟ !