در هر صورت اگر خروج « عايشه » بر على ( ع ) بواسطهء اعادهء خلافت به قبيلهء تيم بوده چنان كه « استاد عقاد » معتقد است كه اگر بواسطهء يك رقابت پنهانى حزبى كه در اندرونش مىخليده چنان كه « استاد علائلى » ميگويد ، بهر جهت اين حركت نادرست كه از طرف « عايشه » بر ضد خلافت على ( ع ) انجام يافت ، صدمهاى سخت و ضربت كوبندهاى بر حكومت عادلانهء على بود ، زيرا راه را براى ديگر مخالفان باز كرد و بديگر ياغيان فرصت و اجازه داد كه بر عليه خلافت امير المؤمنين قيام كنند و ما هرگز نميتوانيم دليلى بر تبرئهء « عايشه » در اين جنايت بزرگ و رفع مسئوليت او پيدا كنيم .
( 1 ) « عايشه » در سخنرانى خود كه در مكه انجام شد ، قيام خود را بر ضد خلافت على ( ع ) اعلام كرد و بسخن در برابر جمع ايستاد و گفت :
اى مردم !
مردم همه گوش شدند تا بشنوند ام المؤمنين چه سخنى دربارهء هدايت و ارشاد آنها ميراند ، عايشه گفت :
« شورشيان و بىسروپايان شهرستانى و دهاتى و بردگان مدينه فراهم آمدند تا مقتول قطعهقطعهشدهء ديروز را در موج فتنه فرو برند و جوانان تازه كار را روى كار آورند ، قبلا هم دندانهايشان را تيز كرده بودند .
خليفهء مقتول با آنكه كارهاى درستى انجام داده بود و غير از آنها كار ديگرى درست نبود ، تا آنجا كه توانست بدرخواستهاى آنان عمل كرد و براى اصلاح امور مردم نظرشان را محترم شمرد و نارضائيهاشان را بر طرف ساخت و چون بهانهاى برايشان باقى نماند ، به تجاوز كارى پرداختند و كردارشان با
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 253
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٢٥٣