كوهها را از جاى بر مىكند » .
« استاد عقاد » عقيده دارد كه « عايشه » ميخواست خلافت به « طلحه » برسد « 8 » ( 1 ) و « استاد علائلى » ميگويد :
تاريخ بدرستى نمىگويد كه چرا « عايشه » بر على ( ع ) شوريد و حساب پايان كارش را نكرد و اينكه بگوئيم « عايشه » براى خونخواهى « عثمان » قيام كرد خيالى بيش نيست ، زيرا « عايشه » جاهل به احكام شريعتى كه بعنوان آن بر حكومت مركزى قيام كرد ، نبود و ميدانست كه اگر هم على ( ع ) قاتل « عثمان » باشد ، خونخواهى او بعهدهء صاحبان خون است و در صورتى كه « عثمان » فرزندانى دارد ، « عايشه » در اين مورد هيچكاره است .
پس « عايشه » براى خونخواهى « عثمان » برنخاست بلكه علتهائى ديگر در كار بود كه تاريخ از بيان آنها ساكت است و بصراحت سخن نمىگويد .
آنچه به نظر درست مىآيد ، آن است كه مسئلهء دارودستگى در اين جريان دخالتى شديد داشته است ، حتى اين مسأله در ميان زنان پيامبر هم حاكم بوده چنان كه « ام سلمه » طرفدار حزب محافظين ( طرفداران على ) بوده و « عايشه » طرفدار حزب « طلحه » و « زبير » بشمار مىآمده است و اين احزاب در زمان حيات پيامبر نيز وجود داشته و گروهى از زنان پيامبر پيرو حزب « ام سلمه » و بعضى پيرو دستهء « عايشه » بودهاند و شك نيست كه اين حزبيت بوسيلهء اين دو همسر پيغمبر بوجود آمده و بعدا جنبهء عمومى يافته است . « 9 »
هامش
( 8 ) - عبقرية الامام على .
( 9 ) - سيرة الحسين .