تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
بيعتشان را نگه دارى اگر پذيرش خلافت را ردّ كردند ، تو هم آنها را رها كنى و اگر بواقع قبول كردند ، تو هم از آنها بپذيرى . به خدا قسم ، من دروغ و حيله را در مغزها و زبانهاشان احساس كردم و در چهره‌شان آثار كراهت و پيمان‌شكنى نمودار بود » . امام ( ع ) كه از اين مردم دلى دردمند داشت كه چگونه پس از رحلت پيامبر ، حق او را ضايع ساخته بودند پاسخ داد : « نه به خدا قسم ، پسرم ! بكمك يارانم با هر كس كه فرمانم را نبرد مبارزه مىكنم ، به خدا قسم از روزى كه رسول خدا بديدار پروردگارش شتافته است ، اين مردم به من ستم كرده‌اند « 5 » » . ولى تصور نمىرود كه حسن ( ع ) در مورد خلافت پدرش چنين رأيى داشته باشد و بخواهد كه امام ( ع ) دعوت مردم را كه بصداى بلند او را بقبول زمامدارى ميخوانند ، پاسخ نگويد و پذيرش چنين نظريه‌اى به كلى بعيد است ، زيرا حسن ( ع ) از همهء مواردى كه امام را بقبول خلافت بر مىانگيخت آگهى داشت و به چشم خود ميديد كه مردم مانند گلهء گوسفند بر پدرش هجوم آورده‌اند و فرياد ميزنند كه ما هيچ‌كس را از تو سزاوارتر بمقام خلافت نمىبينيم و با اينكه امام بدعوت آنها جواب ردّ ميداد و از قبول خلافت امتناع ميورزيد بازهم دست‌بردار نبودند . در چنين هنگامهء باريك و خطرناكى اگر امام ( ع ) خلافت را نمىپذيرفت ، مردم دچار فتنه‌ها و مشكلاتى مىشدند كه پايانش - توصيف‌ناپذير بود . بعلاوه اكنون كه امر خلافت به او واگذار شده اگر امام مىنشست و
هامش
( 5 ) - الامامة و السياسة .