طرح كند كه اساسى جديد براى زندگانى عادلانهء تودهء مسلم را متضمن باشد و دولتى نوين با همهء اين امتيازات بوجود آيد كه نمودار زمامدارى اصيل على ( ع ) بشمار آيد .
على ( ع ) اگر خلافت را بپذيرد ، بناچار با چنين خطرهاى بزرگى روبرو مىشود . به همين جهت در برابر گروه انقلابيون و مردمى كه زمامدارى او را ميخواهند به اين حقايق تلخ تصريح مىكند و با برنامهء روشنى كه در پهنهء حكومت دارد و اجراى آن را در وضع موجود ناممكن ميداند از قبول خلافت سرباز مىزند و مىگويد :
اگر من زمامدارى شما را بر عهده گيرم آنچنان كه ميدانم عمل ميكنم و اگر مرا رها كنيد ، فردى بمانند شما خواهم بود بلكه از همه مطيعتر و حرف شنوتر در برابر زمامدار جديد مىباشم .
امام ( ع ) نبض جامعه را در دست داشت و از خوى و خواست و فساد و انحراف گروهى سودپرست و ماجرا جوى به خوبى آگاه بود و ميدانست برنامهاى كه او در دولت آسمانيش دارد هرگز با خودپسنديها و سودجوئيهاى آنها توافق ندارد ، به همين جهت شديدا از قبول خلافت امتناع ميورزيد .
اما مردم او را رها نميكردند و همچنان پافشارى و التماس داشتند و بناچار امام تا صبح فردا از آنها مهلت خواست و مردم پراكنده شدند .
شب خيمهء سياهش را بر آسمان مدينه فروپوشيد و كلبههاى آرام اين شهر در زير چادر تيرهء آن خاموش ماندند ، ولى در پناه اين كوخهاى كلوخين چشمهائى بيدار بود و دلهائى مىطپيد تا فردا چه پيش آيد .
بهنگام صبح ، مردم در مسجد فراهم آمدند و امام به مسجد آمد و بر منبر رفت ، مردم سراپا گوشهائى شنوا بودند و دلهائى آماده . امام خطبهاى
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 226
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٢٢٦