اعتنائى نميكرد .
انقلابيون بر آن حضرت ازدحام كردند و فرياد برداشتند كه اگر خلافت را نپذيرى و مردم بدون رهبر بشهرهاشان بازگردند ، امت مسلمان از اختلاف و تباهى در امان نخواهند بود .
( 1 ) انقلابيون به مردم مدينه روى آوردند و گفتند شما اهل شورى هستيد و امر خلافت به رأى شما صورت مىپذيرد و فرمان شما بر مردم جارى است ، پس بينديشيد و شخصى را به خلافت انتخاب كنيد تا ما از شما در اين كار پيروى كنيم .
ما يك روز بشما مهلت ميدهيم و به خدا قسم اگر در اين كار درنگ كنيد ، ما على ( ع ) و طلحه و زبير را مىكشيم و جان گروهى از مردم در اين كشاكش بهدر ميرود . « 2 »
پس از تهديدهاى جدّى انقلابيون ، مردم بحضور امام آمدند و بشدت ازدحام كردند چنان كه حضرت در اين باره ميفرمايد :
« انبوه مردم همچون يال كفتار از هر سوى بجانب من رو آورد چنان كه نزديك بود حسنين ( ع ) پامال شوند و پهلوهاى من بشدت در هم فشرده شد و مردم چون گله گوسفند بر من گرد آمدند » .
مردم بحضرتش هجوم آوردند و فرياد ميزدند : بيعت ، بيعت .
آيا نمىبينى چه بر سر اسلام آمده و ما از « بنى القرى » به چه ناگواريهائى دچار شدهايم ؟
ولى امام از قبول خواست آنان همچنان مصرانه خوددارى ميكرد
هامش
( 2 ) - تاريخ ابن اثير ، جلد 3 .