در شدت قوم و خويشپرستى عثمان همين بس كه چراگاههاى مدينه را كه متعلق بهمهء مسلمانان بود ، به گلههاى بنى اميه اختصاص داد و گوسفندان سايرين را از چرا در اين مراتع بازداشت در صورتى كه اسلام مراتع را ملى اعلام كرده و باستفادهء عموم مسلمانان اختصاص داده است و پيامبر در اين باره فرموده مسلمانان در آتش و آب و گياه با يكديگر شريكند .
( 1 ) على ( ع ) در گفتار بليغش سياست عثمان را در بلع حقوق مردم و غارت اموال آنها به خوبى تشريح مىكند و ميفرمايد :
تا اينكه نفر سوم - يعنى عثمان - به خلافت برخاست . مرد پرخورى كه شكمش بالا آمده بود و مسير حركتش بين چراگاه و مستراحش بود و بنى اميه به همراه او به غارت اموال مردم پرداختند و مانند شتر گرسنهاى كه علفهاى تازهء بهارى را ميجود ، به خوردن مال مسلمانان پرداختند و در اسراف ثروت عمومى مسلمين و گشاد بازيهاى عثمان ميفرمايد : او جز خوردن و نوشيدن ، هدف و كارى نداشت .
عثمان به اين ريختوپاشهاى مسرفانه نسبت به كس و كارش اكتفا نكرد بلكه مقامات مهم دولتى و حكومت بلاد اسلامى را نيز به آنها واميگذاشت و امويان را در همه سوى كشورهاى اسلامى بر دوش مسلمانان سوار مىكرد . از جمله وليد بن عقبه را فرماندار كوفه ساخت « 17 » . وليد نمونهء
هامش
( 17 ) - وليد بن عقبة بن ابى معيط برادر مادرى عثمان بود . پدرش به علت اذيت رسانيدن به پيغمبر پس از غزوهء بدر كشته شد و دربارهء وليد آيهء« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا »نازل شد كه دليل بر فسق و فساد عقيدهء اوست .