تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
در اين صورت خليفه مرتكب جرم شرعى شده است . از طرفى خليفه چه حق دارد كه مال مردم را بدشمن خدا و پيامبر ببخشد و مردان يگانه و ممتازى از صحابهء رسول كه سهمى بزرگ در بناى سازمان اسلام دارند ، به عشر چنين بخششى دست نيابند . ( 1 ) احسان و بخشندگيهاى فراوان خليفه به مروان بن حكم - پسر عمو و دامادش - شگفتيهاى بيشترى دارد . بريز و بپاشهاى بىاندازهء عثمان در دامان اين مرد بد نام لكه‌هاى سياهى در تاريخ اسلام بجا گذاشته است چنان كه اصولا بيت المال را به مروان سپرد كه بهر كس هر چه ميخواهد بدهد و هر كس را كه ميخواهد محروم سازد ، « 7 » چنان كه خمس ماليات افريقا را كه به پانصد هزار دينار طلا بالغ مىشد ، يك جا به مروان بخشيد و نيز پنج يك صدقات مصر را « 8 » بار ديگر يكصد هزار دينار طلا به او داد « 9 » و عجيب‌تر
هامش
( 7 ) - ابن اثير و ابو الفداء و ابن قتيبه مىنويسند كه عبد الرحمن بن حنبل كندى ، عثمان را ضمن اشعارى دربارهء اين بخشندگيهاى بى جا چنين هجو كرد : به خدا قسم كه خدا ما را بىحساب و مسئوليت رها نكرده است بلكه آفرينش ما و تو براى آزمايش بوده است ، كسانى كه قبل از تو بودند راه هدايت را نشان دادند ، آنها هرگز يك درهم بدون جهت نگرفتند و خرج نكردند ولى تو مرد ملعونى را كه پيغمبر به او نفرين فرستاده بود ، به خود نزديك ساختى و حقوق مردم را بستم و بخاطر قوم و خويش بازى به او بخشيدى . ( 8 ) - طبقات ابن سعد ، انساب بلا ذرى . ( 9 ) - در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد آمده است كه چون عثمان اين مبلغ كلان را به مروان بخشيد ، زيد بن ارقم كليدهاى بيت المال را پيش عثمان انداخت و گريست . عثمان گفت از اينكه به خويشاوندانم كمك مىكنم ناراحت شده‌اى . گفت ميگريم كه مىبينم آنچه در راه اسلام بروزگار پيغمبر بخشيده‌اى اكنون برمىدارى . تو اگر به مروان يكصد درهم ببخشى بازهم زياد است . عثمان گفت كليدها را بگذار و برو تا ديگرى را پيدا كنم .