و آرزو كرد اى كاش يكى از آنها زنده بود و عهده دار امر خلافت ميشد .
( 1 )
توطئهء شورى
عمر ، على بن أبي طالب ( ع ) و سعد وقاص و عبد الرحمن بن عوف و عثمان و طلحه و زبير را فرا خواند و گفت چون رسول خدا از دنيا رفت از شما شش نفر خشنود بود و من دستور مىدهم كه شورائى تشكيل دهيد و از بين خود ، يك نفر را بمقام خلافت انتخاب كنيد و بعضى از شيوخ انصار مراقب شورى باشند ولى حق رأى و دخالت در امر ندارند و حسن بن على ( ع ) و عبد اللّه عباس هم بخاطر خويشاونديى كه با پيامبر دارند بعنوان بركت ولى بدون حق رأى در شورى حضور يابند « 29 » .
آنگاه به « ابى طلحهء انصارى » « 30 » اشاره كرد و گفت خداوند اسلام را بشما عزيز داشت پس پنجاه نفر از انصار را برگزين و مراقب اهل شورى باش تا اين كار را به زودى بپايان برند و « مقداد بن اسود » را نيز به اين كار برگماشت .
آنگاه گفت اگر پنج نفر رأى واحدى دادند و يك نفر مخالفت كرد او را گردن بزنيد و اگر دو نفر مخالفت ورزيدند آنها را نيز بكشيد ، ولى
هامش
( 29 ) - الامامة و السياسة .
( 30 ) - نام ابو طلحهء انصارى ، زيد بن سهل نجار است كه با پيغمبر در جنگ بدر حضور داشت و پيغمبر بين او و ابو عبيدهء جراح پيمان برادرى بست او از تيراندازان ماهر و از شجاعان نامور عرب بود كه در جنگ حنين بيست نفر را از پاى در آورد .
ابو طلحه با مادر انس بن مالك ازدواج كرد و بسال سى و يك هجرى در مدينه درگذشت و عثمان بر او نماز گزارد ( اسد الغابه ) .