( 1 ) دوباره امام ( ع ) را اندوه و دردى بزرگ فرا گرفت ، زيرا بازهم شاهد تضييع حق بود و بمعاينه مىديد كه چگونه مسير زمامدارى اسلامى از مجراى حقيقى منحرف شده است .
بعضى نويسندگان جديد مىنويسند : علت اعراض ابو بكر از امام ( ع ) آن بود كه على ( ع ) خلافتش را نپذيرفت و باستناد خويشاونديش با پيامبر بر ابو بكر ، احتجاج كرد و خليفه هم بغض امام ( ع ) را بدل گرفت و خلافت را از او منع كرد . ( ولى حق اين است كه اين انتخاب زائيده بند و بستهاى قبلى و معاملههاى سرّى كانديداهاى خلافت بوده است . مترجم )
چون ابو بكر در گذشت زمام امر خلافت به آسانى و سلامت بدست « عمر بن خطاب » افتاد و او مردم را با شدت و خشونت و نامهربانى و بدون هيچگونه رأفت و نرمى به زير فرمان گرفت بطورى كه حتى ياران بزرگ پيامبر از او حساب ميبردند و عباس ، عموى پيامبر ، نتوانست رأى خود را مبنى بر جواز متعه در برابر عمر ، بصراحت بيان سازد .
بازهم امام ( ع ) از مردم كناره گرفت همچنانكه در زمان خليفهء اول سكوت كرده بود و فرياد پرطنينش ديگر در ميدانهاى نبرد به گوش نميرسيد و فقط گه گاهى كه عمر نيازى به انديشهء استوار او داشت ، سخنى مىگفت چنان كه اين سخن عمر ، همه جا مشهور است كه گفت اگر على نمىبود ، عمر هلاك مىشد .
حسن ( ع ) در زمان عمر دوران كودكى را پشت سر گذاشت و بدوران تازهء جوانى رسيد و سياست عمر اقتضا ميكرد كه مقام حسن ( ع ) را بزرگ داند و بزرگداشت پايگاه حسن ( ع ) و برادرش حسين ( ع ) را واجب شمارد و براى آنها از غنائمى كه بمسلمين ميرسد ، بهرهاى قرار دهد .
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 129
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص١٢٩