تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
سخنانش تصوير مىكند و ميگويد چون خليفهء دوم در گذشت جماعتى را برانگيخت و مرا در رديف چنان كسانى كه هرگز همطراز من نبودند قرار داد . پناه بر خدا از چنين انجمنى كه مرا در صف چنان كسانى قرار دادند در صورتى كه حتى خليفهء اول نميتوانست در امتيازاتى فراوان كه دارم با من برابرى كند . اينجاست كه بعمق اندوه على ( ع ) پى مىبريم و علت ناله‌ها و شكايتهاى او را در مىيابيم و اگر از جنابش بپرسيم كه چگونه اين انجمن مجعول سياسى توانست حق شما را ضايع كند ، از سخنانش پيداست كه مىفرمايد آن يكى يعنى « سعد وقاص » به علت كينه‌اى كه از من بدل داشت و من بزرگان بنى اميه را در جنگها كشته بودم از من روى گردانيد و ديگرى يعنى « عبد الرحمن عوف » بخاطر خويشاوندى سببى كه شوهر خواهر عثمان بود به او رأى داد و علتهاى مهم ديگرى كه امام ( ع ) از شرح آن بخاطر مصالح عمومى خوددارى مىكند . در چنين شرايطى است كه غرضهاى شخصى و كينه‌ها و حسدها و جاه طلبىها و بند و بستها و حق‌كشيها بر شوراى شش نفرى كذائى كه دست‌پخت ديپلماسى زيركانهء عمر است سايه مىافكند و بازهم مسئلهء خطرمند رهبرى اسلامى از مسير حقيقى خويش بجانب اشرافى كه از ديرباز براى بلع چنين پايگاهى دهن باز كرده‌اند منحرف مىشود . اگر امام ( ع ) بخواهد در اين موقعيت رأى شورى را نپذيرد و تسليم اين انتخاب نادرست توطئه‌گرانه نشود و حق مسلم خويش را بازگيرد در اين مبارزه ، پناه و همكاران پايمرد و راستينى ندارد . پس بناچار تسليم