( 1 ) چنان كه گويند حلههائى از يمن به او رسيد و عمر دو حله براى حسنين فرستاد و نصيب آنها را از غنائم به ميزان پدرشان على ( ع ) قرار داد و آنها را در شمار اهل بدر در بهرههاى بيت المال به حساب آورد « 26 » كه ميزان آن ، پنجهزار درهم بود .
در طول دوران خلافت عمر ، اقدام بارز و كوشش نمودارى از حسن ( ع ) مشهود نيست ، بدان جهت كه پدرش على ( ع ) همچنان از امور زمامدارى بر كنار بود و به هيچ كارى در اين باره دست نمىزد مگر آنكه مصالح مسلمين ، دخالت او را در بعضى امور ايجاب ميكرد كه بازهم پس از انجام آن به كار خويشتن ميپرداخت و سالها به همين منوال مىگذشت و امام براى حفظ وحدت مسلمين و جلوگيرى از پراكندگى و اختلاف امت ، همچنان سكوت و مسالمت را حفظ ميكرد و خليفه هم از اين جريان فوق العاده شادمان بود كه معارضى در برابر حكومت خويش نمىيافت ، بلكه بر عكس تأييدها و راهنمائىهائى از حضرتش مشاهده ميكرد و او را در گشايش مشكلات خلافت همراه خويش مىيافت ، ولى بازهم از طرف او اقدامى بسود خاندان پيامبر انجام نمىيافت .
( 2 )
مرگ عمر
بهنگامى كه عمر بر اثر ضربت ابو لؤلؤ از پاى در آمد « 27 » و خطر مرگ
هامش
( 26 ) - تاريخ ابن عساكر .
( 27 ) - ابو لؤلؤ غلام مغيره بود و چون مردى هنرمند بود اربابش از او بهرهء