تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
فرا پيشت آمد ، ولى در اين فقدان دردناك ، اندوه من پايان نمىيابد و شبهايم به ناآرامى و بيدارى مىگذرد تا اينكه منهم بسوى تو آيم و در قرارگاهت جاى گيرم . اينك دخترت از ناروائيهاى امت تو سخن خواهد گفت و از ستمهائى كه بر ما رفته آگاهت خواهد ساخت . ( 1 ) پس چگونگى حال دردناك ما از او بپرس كه او به خوبى ترا از تلخىهاى روزگار ما به تو خبر ميدهد و چيزى را ناگفته نمىگذارد . درود من بر شما باد اى پدر و دختر ، سلامى كه هر چند ابراز دارم خستگى نيارد ، اكنون اگر از اين مزار برخيزم از خستگى و ملال نيست و اگر همچنان بر اين جاى بمانم از بدگمانى بپاداشى كه خداى بشكيبان مىبخشد ، نباشد « 19 » . حسن ( ع ) اين سخنان دردناك را از پدر دردمندش مىشنيد و اندوهى جانكاه در عمق روحش رخنه ميكرد و غمى بزرگ بر قلبش سنگينى مينمود . زيرا ميديد كه گرامىترين كسانش را در نيمه شبى تاريك به خاك سپردند و اميد و پناهگاه و عزيز ارجمندش را در برابر ديدگانش در سينهء نمناك زمين نهادند و جز چند تن مسلمان راستين كسى در اين واقعهء اسفناك شركت نداشت در صورتى كه فاطمه ( ع ) پارهء تن پيامبر و دختر
هامش
( 19 ) - شرح نهج البلاغهء عبده - در تاريخ وفات آن حضرت اختلاف است . در طبقات ابن سعد آمده كه وفاتش سه ماه پس از پيامبر در بيست سالگى رخ داده و در مستدرك حاكم هشت ماه پس از وفات پيغمبر ذكر شده و گفته مىشود بيش از دو ماه بسر نبرده و عمرش بيست و يك سال بوده است و در جلد دهم بحار الانوار آمده كه هفتاد و پنج و يا چهل روز پس از رحلت پيغمبر در سنين هجده سالگى در گذشته و اين خبر را سيد رضى نقل كرده است .