( 1 ) امام ، پيكر پاك و مقدس فاطمهء زهرا را غسل داد و حنوط كرد و در كفن نهاد و آنگاه بفرزندانش فرمود بيائيد و براى آخرين بار مادر خود را ديدار كنيد و چون پارهاى از شب گذشت به همراه چند تن از ياران نزديك خويش پيكر مقدس زهرا ( ع ) را بسوى قرارگاه هميشگيش حركت داد و در اين مراسم هيچكس از مسلمانان جز همان چند تن از ياران راستين امام حضور نداشتند ، زيرا فاطمه ( ع ) چنين وصيت كرده بود « 17 » .
سپس فاطمه را در بقيع دفن كرد « 18 » و بر مزارش ايستاد و آتش اندوه بر قلب پاكش زبانه زد و در حالى كه درد و حسرت و اندوه بر جانش شراره افكنده بود ، خطاب برسول خداى گفت :
درود بر تو باد از سوى من و از جانب دخترت كه بر تو وارد شد و خيلى زود بسويت آمد . اى پيامبر خدا شكيبائيم از مرگ دخت گراميت كم شد و توانم از دست رفت ، ولى اين بار سنگين را هم بمانند اندوه توانفرساى مرگ تو بدوش مىكشم و همپاى فقدان دردناك تو تحمل مىكنم . چه دردناك بود كه جان پاكت در آغوش من از پيكرت بر آمد و من ترا در خوابگاه هميشگيت جاى دادم .
چه ميتوان كرد كه تقدير الهى بر اين قرار گرفته و ما بندگان خدائيم و بسوى او بازميگرديم .
اى پيامبر خدا ! امانت خويش را از من بازستاندى و يادگارت
هامش
( 17 ) - عائشه مىگويد فاطمه ( ع ) را على ( ع ) شبانه دفن كرد و ابو بكر از اين جريان خبر دار نشد ( مستدرك حاكم ، شرح بخارى ) .
( 18 ) - بحار ، جلد 10 - ابن بابويه مىگويد فاطمه ( ع ) در خانهاش دفن شد و شيخ طوسى مىنويسد كه فاطمه در خانهاش يا در حرم پيغمبر مدفون گرديد .