تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
بتكان آمد و بدخترش فرمود آيا او را مىشناسى ؟ او ، سازندهء گورها و ويرانگر خانه‌ها و برهم‌زنندهء شيرازهء توده‌ها است . ( 1 ) « زهرا » از شنيدن اين خبر دردناك و غم‌انگيز از حال رفت و اشكهايش بر چهره فرو ريخت و به آهنگى دردناك ميرفت و ميگفت : اى واى از مرگ خاتم پيغمبران و فقدان نيكوترين پرهيزگاران و ارتحال پيشواى برگزيدگان و حسرت بر پايان وحى آسمان . پيغمبر دخترش را تسليت داد و گفت گريه مكن كه تو نخستين فردى از خاندان من هستى كه به زودى به من خواهى پيوست . فرشتهء مرگ بحضور آمد و پيغمبر پرسيد آيا بديدار من آمده‌اى يا فرمان دارى كه جانم را بگيرى ، در پاسخ عرضه داشت كه فرمان قبض روح شما را دارم . پيغمبر از او مهلت خواست تا جبرئيل بر او فرود آيد ، چون امين وحى بر او نازل شد ، حضرت به او فرمود از عناياتى كه خداوند به من مرحمت ميفرمايد بشارتم ده . جبرئيل گفت درهاى آسمانها و بهشت را به روى تو گشوده‌اند و فرشتگان در انتظار صعود روح پاك تو هستند و حوران بهشتى براى پيشواز مقدمت خود را زينت داده‌اند . پيغمبر فرمود : خداى را به ابراز چنين عناياتى سپاسگزارم « 23 » . خاندان پيغمبر كه هنگامهء مرگ او را دريافتند و آهنگ دردناك فراق را احساس كردند ، اشكها بدامان افشاندند و اندوهى جانكاه بر جانشان نشست . حسنين خود را بر پيكر پاك رسول انداختند تا براى
هامش
( 23 ) - درة الناصحين .