بتكان آمد و بدخترش فرمود آيا او را مىشناسى ؟
او ، سازندهء گورها و ويرانگر خانهها و برهمزنندهء شيرازهء تودهها است .
( 1 ) « زهرا » از شنيدن اين خبر دردناك و غمانگيز از حال رفت و اشكهايش بر چهره فرو ريخت و به آهنگى دردناك ميرفت و ميگفت : اى واى از مرگ خاتم پيغمبران و فقدان نيكوترين پرهيزگاران و ارتحال پيشواى برگزيدگان و حسرت بر پايان وحى آسمان .
پيغمبر دخترش را تسليت داد و گفت گريه مكن كه تو نخستين فردى از خاندان من هستى كه به زودى به من خواهى پيوست .
فرشتهء مرگ بحضور آمد و پيغمبر پرسيد آيا بديدار من آمدهاى يا فرمان دارى كه جانم را بگيرى ، در پاسخ عرضه داشت كه فرمان قبض روح شما را دارم . پيغمبر از او مهلت خواست تا جبرئيل بر او فرود آيد ، چون امين وحى بر او نازل شد ، حضرت به او فرمود از عناياتى كه خداوند به من مرحمت ميفرمايد بشارتم ده .
جبرئيل گفت درهاى آسمانها و بهشت را به روى تو گشودهاند و فرشتگان در انتظار صعود روح پاك تو هستند و حوران بهشتى براى پيشواز مقدمت خود را زينت دادهاند . پيغمبر فرمود : خداى را به ابراز چنين عناياتى سپاسگزارم « 23 » .
خاندان پيغمبر كه هنگامهء مرگ او را دريافتند و آهنگ دردناك فراق را احساس كردند ، اشكها بدامان افشاندند و اندوهى جانكاه بر جانشان نشست . حسنين خود را بر پيكر پاك رسول انداختند تا براى
هامش
( 23 ) - درة الناصحين .