آخرين بار با او وداع كنند و تا ديدگانشان را توان بود بر اين سوك بزرگ اشك باريدند .
( 1 ) پيغمبر آنها را در بر گرفت و بوسيد و چون امام على خواست آنها را از پيامبر جدا كند ، فرمود : بگذار تا از من بهره برگيرند و منهم از آنها بهره بردارم و به زودى پس از من صدمات و مصيبتهائى فراوان خواهند ديد . سپس متوجه حاضرين شد و فرمود : من در بين شما كتاب خدا و خاندانم را باقى ميگزارم ، كسى كه كتاب خدا را ضايع سازد ، سنت مرا تباه و حق خاندانم را تضييع كرده است و اين دو يادگار بزرگ و گرانبها هرگز از هم جدا نمىشوند تا اينكه در روز قيامت بر كنار كوثر بر من فرود آيند « 24 » .
آنگاه به فرشتهء مرگ اجازه داد تا جانش را بگيرد و به على فرمود :
كه سرم را بر دامانت گذار كه فرمان خداوند رسيده است و رويم به قبله بگردان و خود تشريف مرگ مرا بجاى آر و پيش از همهء مردم بر من نمازگزار و تا در خوابگاهم نگزارى از من جدا مشو و از خداى بزرگ و توانا يارى بخواه .
على ( ع ) سر پيامبر را بدامن گرفت و دست راست را به زير گردنش در آورد و رسول جام مرگ را نوشيد و روان پاكش به آسمانها بر آمد .
ديگر پرچمهاى عدالت در چنين روز غمانگيزى پيچيده شد و چراغ هدايت و فضيلت و كمال بخاموشى گرائيد و بجهان انسانيت چنان ضربهء هولناك و خطرمندى از مرگ پيامبر وارد آمد كه هيچگاه پيشينه نداشت و در آينده نيز بوقوع نخواهد پيوست .
هامش
( 24 ) - مقتل الحسين خوارزمى ، جلد اول .