تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
پاره‌هاى شب سياه بر افق حيات امتش پديد مىآيد و پس از مرگش به آئين پيشينيان بازميگردند . « 17 » به همين جهت خواست منشورى صادر كند كه با اجراى آن ، سعادت پيروانش تضمين گردد و كابوس وحشتناك آينده‌اى تاريك آنها را فرا نگيرد . دستور داد شانهء گوسفندى و دواتى بياورند تا چيزى بنويسد كه پس از او پيروانش گمراه نشوند . ( 1 ) فرصتى ارزنده و نعمتى بزرگ بود كه اگر بدست مىآمد و اجرا مىشد هدايت و سعادتى بزرگ به آنها ميرسيد ولى آنها نخواستند از چنان منشورى بهره گيرند و خود و آيندگان را از گمراهى برهانند . اختلاف و گفتگوئى سخت در گرفت و در حضور پيامبر فريادها بلند شد و فرمان خدا را در رعايت حرمت پيغمبر به هيچ انگاشته آنجا كه خداى تعالى فرمود : «
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ
» « 18 » . آنها نه تنها برعايت اين حرمت توجه نكردند بلكه برسول خدا نسبت سرسام و هذيان دادند و گفتهء خدا را دربارهء او از ياد بردند كه فرمود : «
ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
» « 19 » . گويندهء اين سخن زشت و نادرست ميدانست كه پيغمبر منشورش
هامش
( 17 ) - صحيح مسلم ، جلد 8 . ( 18 ) - اى مؤمنان آواز خود را از سخن پيغمبر بالاتر نگيريد ( حجرات ) . ( 19 ) - او سخنى از هوس نمىگويد بلكه گفتارش الهام خداست ( سورهء نجم ) .