اين وضع ناگوار او را رنج ميداد مىگفت :
پدرم ! از اندوه تو دردمندم .
پيغمبر ، دخترش را تسليت ميداد و دلش را آرامش مىبخشيد و ميفرمود :
پس از امروز ، ديگر پدرت را سختى و دردى نخواهد رسيد .
رسول احساس ميكرد كه وعدهء ديدار پروردگارش نزديك مىشود و بايد از دنيا رخت كشد و ميخواست كه بوقت مرگ حقى از كسى بر عهدهاش نباشد . بدين جهت بلال را فرمود ، تا اعلام كند همهء مردم در مسجد جمع شوند ، چون انبوه مردم در مسجد فراهم آمدند ، پيغمبر عمامهاى بر سر پيچيد و با حالتى سخت و سنگين بمنبر رفت .
( 1 )
ايفاى حقوق
پيغمبر از ستمهاى تلخ و رنجهاى گدازندهاى كه در راه ارشاد و رهنمونى مردم و رهائى جامعه از پستى جهل و تباهى و حركت آنها به مقاصد عالى و دلكش دانش و ايمان تحمل كرده بود سخن گفت و افزود كه خداوند عزيز و بزرگ سوگند ياد كرده كه از بيداد ستمكاران نخواهد گذشت . اكنون شما را قسم مىدهم كه هركدامتان بر عهدهء محمد ( ص ) حق و مظلمهاى داريد بگوئيد و مرا همين حالا در همين جا كيفر دهيد كه من عقوبت دنيا را از قصاص آخرت بهتر ميدانم و نميخواهم كه در برابر پيامبران و فرشتگان كيفر بينم .
حاضران را سكوتى دردناك و حيرت بار فرا گرفت و از خود ميپرسيدند چه كسى ميتواند بر عهدهء پيغمبر حق و مظلمهاى داشته باشد ؟ پيغمبرى