تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
اين وضع ناگوار او را رنج ميداد مىگفت : پدرم ! از اندوه تو دردمندم . پيغمبر ، دخترش را تسليت ميداد و دلش را آرامش مىبخشيد و ميفرمود : پس از امروز ، ديگر پدرت را سختى و دردى نخواهد رسيد . رسول احساس ميكرد كه وعدهء ديدار پروردگارش نزديك مىشود و بايد از دنيا رخت كشد و ميخواست كه بوقت مرگ حقى از كسى بر عهده‌اش نباشد . بدين جهت بلال را فرمود ، تا اعلام كند همهء مردم در مسجد جمع شوند ، چون انبوه مردم در مسجد فراهم آمدند ، پيغمبر عمامه‌اى بر سر پيچيد و با حالتى سخت و سنگين بمنبر رفت . ( 1 )

ايفاى حقوق

پيغمبر از ستمهاى تلخ و رنجهاى گدازنده‌اى كه در راه ارشاد و رهنمونى مردم و رهائى جامعه از پستى جهل و تباهى و حركت آنها به مقاصد عالى و دلكش دانش و ايمان تحمل كرده بود سخن گفت و افزود كه خداوند عزيز و بزرگ سوگند ياد كرده كه از بيداد ستمكاران نخواهد گذشت . اكنون شما را قسم مىدهم كه هركدامتان بر عهدهء محمد ( ص ) حق و مظلمه‌اى داريد بگوئيد و مرا همين حالا در همين جا كيفر دهيد كه من عقوبت دنيا را از قصاص آخرت بهتر ميدانم و نميخواهم كه در برابر پيامبران و فرشتگان كيفر بينم . حاضران را سكوتى دردناك و حيرت بار فرا گرفت و از خود ميپرسيدند چه كسى ميتواند بر عهدهء پيغمبر حق و مظلمه‌اى داشته باشد ؟ پيغمبرى
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 96 | فخر الدين حجازى / الشيخ باقر شريف القرشي