تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
كه پايه‌گزار عدالت و نمونهء بخشايش پروردگارى است . ( 1 ) در اين وقت مردى بنام « سواد بن قيس » از ميان جمعيت برخاست و ادعا كرد كه پيغمبر تازيانه‌اى بر شكم او زده است . پيغمبر به بلال فرمود همان تازيانه را بياور تا سواده از من انتقام بگيرد . بلال تازيانه را آورد به سواده داد و سواده جمعيت را شكافت و بجانب رسول آمد و بعد از گفتگوئى كوتاه ، پيغمبر فرمود : اى سواده آيا از من ميگذرى يا كيفرم ميدهى . سواده گفت اى رسول خدا ترا مىبخشم . پيغمبر دست بدعا برداشت و گفت خدايا همچنانكه اين مرد از من در گذشت تو هم بر او ببخشاى . « 16 » ( 2 ) پيغمبر دوباره به بستر بيمارى برگشت و چون هفت دينار پول در نزد خود داشت ترسيد كه بميرد و اين پول از او باقى بماند ، بلافاصله بخاندانش گفت هنوز كه از اين دنيا نرفته اين مبلغ را به مستمندان ببخشند ولى به علت شدت گرفتارى و اهتمامى كه در پرستارى پيغمبر داشتند ، اين وظيفه را از ياد بردند . چند روز بعد كه بيمارى پيغمبر اندكى تخفيف يافت ، پرسيد آن پول را چه كرديد ؟ گفتند هنوز در پيش ماست . گفت آن را بياوريد و پول را بدست گرفت و گفت اميد محمد ( ص ) بپروردگارش چه خواهد بود اگر بديدار خدا برود و اين پول از او باقى بماند و پولها را به نيازمندان مسلمان بخشيد .

منشور هدايت

( 3 ) پيغمبر بديدهء دريافت غيبى دانست كه به زودى فتنه‌ها مانند
هامش
( 16 ) - زندگانى محمد .
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 97 | فخر الدين حجازى / الشيخ باقر شريف القرشي