تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6605

مساهمون:

ص٦٦٠٥
محله را به لرزه آورده [ بود ] و بقدرى مضحك و تماشائى بود كه به وصف نمىآمد .

يهودى بغداد

اما يهود بغداد پاك و متمدن هستند . همه فرانسه مىدانند . جديدا انگليسى هم ياد گرفته‌اند . فينه سرمىگذارند . كت مىپوشند . همه فكل و كراوات دارند مگر پيرمردهاى آنها . مكنت و ثروت بغداد هم پيش آنهاست مگر بعدها انگليس از حلقشان بيرون بياورد .

امير فيصل

جمعه 26 شعبان - اكرم نظام شهر آمد . بازار رفتيم تتمهء سوغات را خريد . حاجى عباس چند روز براى خريد مىماند لذا وداع كرده عقب كار خود رفت . ناهار را منزل خورديم . امير فيصل به نماز جمعه در همين مسجد جنب قنسولگرى جديد آمد . اتومبيل سوار بود ، لباسش همان عربى است . جمعى سوار نيزه‌دار جلو و عقب اتومبيل بودند . يك دسته پياده‌نظام و موزيك هم جلوى مسجد صف كشيده بود . پليس هم معابر و اطراف مسجد پاسبانى مىكرد . بيرق عراق سبز و سفيد و سياه است . پليس و ژاندارم پاگن سياه دارند . كلاه آنها هم پارچه‌اى است . جلوى كلاه روى يك پارچهء سياه يك ستارهء سفيد فلزى نصب است . كت و شلوار كرباس خاكى از همان‌كه قشون انگليس تن مىكند . پليس اينجا بسيار مقتدر است و اگر اشاره كند اتومبيل يا كالسكه امير فيصل هم باشد ايستاده و حركت نمىكند . در تمام دهات و قصبات و راه‌آهن هم پليس و ژاندارم هست . ايرانى در عدهء پليس و ژاندارم و سپاهى عراق بسيار است ، بلكه روزبه‌روز هم بدان علاوه مىشود .

تعداد ايرانيها

مؤتمن السلطنه مىگفت در شهر بغداد شش‌هزارنفر حمال كرد فيلى هست كه اگر يك روز كار نكنند امورات بغداد آشفته مىشود . در واگن سامره چند نفر زن‌ومرد قشقائى بودند . آنها مىگفتند در بصره و عشار متجاوز از دو سه هزار خانوار قشقائى است كه همه زير چادر منزل داريم . جوانها داخل پليس و نظام ، كاملها مشغول عملگى و فعلگى . زنها مشغول قالى و گليم‌بافى . روزبه‌روز از ايران مهاجر خواهد آمد ، زيرا در ايران كار نيست ، در اينجا فراوان است . اين قرارداد جديد الغاى كاپيتولاسيون عراق هم كم‌كم كار خود را صورت مىدهد كه ايرانى نگاه به قونسلگرى نكند و هيچ‌وقت تذكره نخواهند .