تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6608

مساهمون:

ص٦٦٠٨
معامله سر نگرفت . در اين بين گفتند عبد اللّه خان شوفر شما را مىخواند . من رفتم بعد اكرم نظام هم آمد . عبد اللّه خان گفت هرچه شما بدهيد من حرفى نخواهم زد ، بفرمائيد برويم شهر . از عبد اللّه بيك و يوسف خداحافظى كرده آقاى گلستانه هم امشب ما را در قصر دعوت كرد .

به سوى قصر شيرين - حمام خوب

سوار اتومبيل فخر الدوله و قائم‌مقام شده رفتيم شهر . ناهار خورديم . شخص سنجانى زن عربى مىگرفت . صداى دهل و سرنا و هلهله گوش فلك را كر نموده بود . دو ساعت به غروب مانده حركت كرديم ، غروب وارد قصر شديم . فورا حمام رفتم . هيچ حمام به اين خوبى در همدان ، كرمانشاه و عراق نيست . هزار و دويست تومان اجارهء آن است . در عراق و اينجا حمام اجارهء گزاف دارد كه حمام‌هاى خوب طهران ثلث و ربع بلكه خيلى كمتر آن را نمىدهند . شب مهمان گلستانه بوديم ، پلوى خوبى خورديم و خواب راحتى كرديم . فخر الدوله اينجا معطل اتومبيل خود بود . فردا با ما همراه مىشود . عبد اللّه خان براى اتومبيل خودش تا كرمانشاه دو زن و يك مرد و يك نصرانى كه تبريز براى محاسبه خود مىرود گرفته . من و اكرم نظام را در اتومبيل قائم‌مقام مىنشاند و نصف كرايه را به شوفر او خواهد داد . از كرمانشاه من و اكرم نظام با آن ارمنى در اتومبيل خودش . يك‌نفر هم در آنجا اگر پيدا كند مزيد خواهد شد .

باج راه

صبح يكشنبه - باز گرفتار پاس گمرك اتومبيل بوديم و تا دو ساعت به ظهر مانده كار تمام شد . من رفتن باج ندادم . حالا مىبينم يكى از اتومبيل و كالسكه باج دريافت مىكنند . يكى از آدمى كه توى آن نشسته و همچو باجى در هيچ‌جاى دنيا رسم نيست . من توى اتومبيل سوارم ، پايم را روى جاده نمىگذارم ، چرا بايد چهارده قران باج بدهم . دولت ايران از ايام روسها و انگليسها باج راه را سه مقابل نموده است . يك تومان سه تومان شده . حالا از هرچند نفر آدم هم كه توى اتومبيل و كالسكه نشسته باشند عليحده باج دريافت مىكند .

حق التعليف براى اتومبيل

بارى مراتع اين حدود كلا خالصه است . از حشم ايلات باج مىگيرند . از آنچه مال ، چاروادار ، گارى ، دوچرخه بگذرد مالى يك قران براى « علف‌چر » دريافت مىكنند .