تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6604

مساهمون:

ص٦٦٠٤

فيلم حضرت موسى

با اكرم نظام منزل آمديم . عبد الصمد دو دفعه قونسلگرى رفته بود كه تذكرهء مرا ويزا بكشد بروم . آنها مانع شده بودند . براى عيد تولد و جلوس شاه تهيه مىبينند . اين قونسل خانه كه اجاره نموده‌اند جاى مختصرى است . ليكن هفت هزار روپيه اجاره شده . اينجا را كه در نود هزار روپيه خريده‌اند و شانزده هزار روپيه هم تعميرات دارد . اگر طهران بود گمان نميكنم از شش هزار تومان علاوه كسى خريدارى نمايد . اكرم نظام رفت كاظمين كه فردا يك‌سره شهر بيايد و برويم . من ماندم و سينما رفتم . امشب پردهء تولد حضرت موسى را الى آخر كه عبور از آب و غرق قبطيان باشد نشان داد . زن‌ومرد يهود الى ماشاءاللّه جمع شده بودند كف مىزدند ، فرياد مىكردند ، سوت مىزدند ، يك هنگامه‌اى . من ياد تياتر طهران آنها افتادم كه ميرزا حسين خان پسر افخم الملك حكايت مىكرد .

تئاتر يهوديها

پارسال اواخر تابستان اعلان زيادى منتشر شد كه دكترهاى كليمى تياتر يوسف و زليخا خواهند داد . چون تاحال يهود تياتر نداده بودند و حال آنها هم بر اهالى طهران معلوم است ، همه‌كس منتظر اين تياتر بود تا شب موعود . ليكن از بس‌كه خود يهوديها جمعيت نموده بودند چندان بليت به مسلمين نرسيد و اغلب هم پس از مشاهدهء مناظر جلوى گراندهتل ميل به خريدارى بليت و رفتن تياتر ننمودند . هرچه زن‌ومرد ، پير و جوان بود با بچه‌هاى خود آمده بودند . ميرزا حسين خان مىگفت فضاى تياتر متعفن شده بود و كسى ياراى توقف نداشت . مختصر بقدرى كثيف و كثافت كردند كه باقراف چهل تومان خسارت و ضرر كثافت از آنها به حكم پليس گرفت .

تئاتر ديگر يهوديها

تياتر ديگرى در محله بيرون آوردند باز ميرزا حسين خان براى تفتيش رفته بود . مىگفت روى حوض را پوشانده بودند جمعيت روى آن زياد ايستاد . يك‌مرتبه تير و تخته‌ها شكست زن‌ومرد داخل حوض شدند . جمعيت تمام ايستاده و فرياد مىكردند . احدى جرأت نمىكرد جلوى حوض برود و آنها را بيرون بياورد . تا آن‌كه دونفر آژان جلو رفتند و بعد چند نفر يهود هم رفتند توى كوچه و بعضى از مسلمانها را آوردند تا ممكن شد حوض افتاده‌ها را نجات بدهند . در اين مدت صداى جيغ و استغاثهء آنها مىگفت
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6604 | قهرمان ميرزا عين السلطنه