مستحفظ گار ما را توى دالان گار كوچك كاظمين كه احدى هم نبود منزل داد .
مهذب الدوله شنيده بود بين اينجا كه كورههاى گچ و آجرپزى واقع است سارقين به مردم خدمت مىكنند ، بدينواسطه احتياط مىكرد و گفت بمانيم تا روشن شود آفتاب درآيد .
من از بسكه صدمه خورده بودم طاقت نياورده عبا را به سر كشيده حركت كردم ، به حمد اللّه دچار سارقين هم نشدم . چيزى هم نداشتم كه ببرند جز همان عباى عاريه از سعيد الممالك و يك كت . نماز را در منزل نمودم . محمد على سماور را آتش كرد . مشغول چاى بودم حضرات خسته و مانده وارد شدند . وزير دربار ماند چهارشنبه بيايد . سردار اشجع كسالت داشت و نيامده بود .
آسياى بخارى
سهشنبه 16 - سيزده عيد بود باغ رفتيم كه مجاور شط بود . اعراب هم آمده بودند . زنها آواز مىخواندند ، مردها دست مىزدند . تمام چرخهاى آبكشى سابق مبدل به تلمبههاى بخار شده و چقدر اسباب آسايش گرديده است . دو كارخانهء يخ هم در كاظمين هست . چيز خوبىكه اينجاها مرسوم شده آسياى بخارى است . اما نه آنطورها كه ايران آوردند بزرگ بود و مخارج زيادداشت و به كار نيفتاد ، بلكه خيلىكوچك در هرمحلى گذاشتهاند . زنومرد و بچه با سبدهاى گندم مىروند . نوبهء هريك بشود گندم را از بالا توى ماشين ريخته فورا آنطرف هرچه باشد زير توبرهء پارچهاى آسيا گذاشته آن واحد گندم خود را آرد نموده منزل مىبرند . اگر از اين ماشينها ايران بياورند چقدرها باعث آسايش زنهاى دهات ما مىشود كه بيچارهها يك شبانهروز در آسياى تنگ مرطوب هواى سرد بايد توقف كنند ، متصل آب را كموزياد كنند ، سر نهر بروند ، چمبره را تنگ و گشاد [ كنند ] . بالاخره يك آرد زبر چرك بيرون بياورند .
حركت مهذب الدوله به سوى امريكا
شنبه 20 شعبان ، 17 حمل - مهذب الدوله روز 17 مصمم رفتن خانقين بود كه مژده دادند بارها آمد . هجدهم زيارت وداع را نموده شهر به عمارت قونسلگرى جديد كه دو ماه قبل در نود هزار روپيه براى دولت خريدارى شده آمديم . اين عمارت تعمير زياد دارد . گفتند شانزده هزار روپيه برآورد شده . به شط نگاه نمىكند . اما نزديك عمارت دولتى و جنب پستخانه است . بارها بسته شد و به كمپانى لنچ دادند . مستقيما امريكا حمل نمايد . اين پنج صندوق كه سهتاى آن مبل براى سفارت واشنگتن است و دوتاى آن مبل و بعضى لوازم خانه مال خود مهذب الدوله است از طهران تا خانقين دويست و