كاسبى نداريم ، نسبت به ما اعانت كنيد كه خادم بقعهء مباركه و نايب الزيارهء شما مىباشيم .
بعد از سوراخ چاه يك مشت خاك و از پشتنشيمن خود چند دانه ريگ نياز به زوار مىكند و نياز خود را به فراخور و سخاوت آن زوار دريافت [ مىدارد ] . اگر آن زائر شخص محترمى باشد يعنى لباس ظاهر او نيكو و زيارتنامهخوانى همراه داشته باشد اجازه مىدهد كه دو ركعت يا چند ركعت نماز هم آنشخص به جا بياورد ، و الّا دادن ريگ و خاك و گرفتن نياز عمل تمام و بايد برود . اتفاقا به ما اجازه را داد و نماز را در آنمكان شريف بهجاى آورديم .
زيارتنامهخوان
خدمه و زيارتنامه خوانهاى حضرت تمام سنىمذهب هستند و بسيارمتعصب ، چنانچه سابقا در سامره به زوار خيلىاذيت مىكردند و با مهر و دست باز كسى نماز نمىكرد مگر معدودى . حاليه به كلى تقيه برداشته شده و جرأت ندارند به زوار اذيتى برسانند . اصلا تمام اهل سامره و حوالى آن سنى هستند و اين خدمه براى گرفتن پول ، روزى هرقدر بشود به خود لعنونفرين مىكنند . ( يعنى در زيارتنامه حضرت لعن و دشنام است كه براى هرزوارى كه چند شاهى پول بدهد مىخوانند ) .
برج متوكل
مراجعت به منزل نموديم . شاهزاده وزير دربار خواب را نموده به حرم مشرف مىشد . چاى هم صرف نموده . مهذب الدوله مايل زيارت برج قديم سامره كه معروف به برج متوكل است گرديد . من هم ناچار رفتم . هوا آفتاب و بسيارگرم بود . آثار و علائم شهر قديم سامره هنوز بسيارباقى است . تقريبا چند فرسنگ محوطهء آن با ديوارهاى خراب فرورفتگيها و برآمدگيها امروز عبرت الناظرين است .
كتيبهء ناصر الدين شاه
شب ترن مىآيد و به كاظمين مىرود . اگر با اين ترن نرويم مىماند براى چهارشنبه .
مهذب الدوله ديوانهء بارها شده و مىخواهد زود برود . اگر بار وارد نشده باشد خودش خانقين و قصر برود . لهذا غروب به حرم مشرف شديم . پس از زيارت و اداى نماز با وزير دربار خداحافظى كرده به منزل آمديم . رو به قبله در محوطهء كوچك كه چاه حضرت واقع است ازارهء ديوار را كاشىكارى نموده وسط آن اين عبارت به خط سفيد در كاشى منقور است « قد تشرف هذا المشهد الشريف ، السلطان ابن السلطان ناصر الدين شاه 1287 » .