من ديگر كارى ندارم فقط انتظار آمدن اكرم نظام را مىكشم كه از كربلا بيايد و به اتفاق هم برويم . وعدهء او ديروز بود و نيامد . اينك نمىدانم چند روز معطل او بايد بشوم .
حساب پول
چنانچه سابقا نوشته شد من يكصد و هفتاد و هفت تومان پول داشتم . يكصد تومان آن را مهذب الدوله براى كرايه از طهران تا مراجعت از سامره برداشت . هشت تومان آن هم بينراه خرج شده بود . چهارده ليره كه عبارت از هفتاد تومان باشد به من رد كرد كه من بايد تا سرحد ايران يا طهران خودم را برسانم و اگر اكرم نظام خيلىدير بيايد ضرر من مىشود .
حمام كثيف
يكشنبه 21 - بغداد بودم . خانم آقا اصفهانى است . مادرش هم خانهء خطير است .
رختهاى مرا شست ، ناهار هم حاضرى تهيه كرد . زن باسليقهاى است . سه سال است اينجا آمده . من بازار رفتم ، چون از طهران هيچ لوازماتى همراه نياورده بودم و مهذب الدوله هم آنچه داشت برد جز آن كه يكسفره و كارد و چنگال و يك بشقاب و يك فانوس براى من گذاشتند . لذا حولهء صورت و ماهوتپاككن و قلم و بعضى لوازمات ديگر با هزار چكوچونه و صرفهجوئى خريدارى شد . خريد سوغات هم عهد كردهام نگيرم ، يعنى اگر سوغات بخرم بايد پياده طهران بروم و براى من بسياربسيار مشكل است . چرك بودم حمام خواستم بروم داخل آن شدم ديدم سربينهء آن خيلى كثيف است و البته داخل آن كثيفتر ، لهذا صرفنظر كرده نرفتم . دو روپيه هم اينجا مداخل شد . بغداد و تمام عتبات حمام خوب ندارد .
ترقى قيمتها
از وقتى كه انگليسها آمدهاند همهچيز در اينجا مثل وقتى كه ايران بودند ترقى كرده .
مىگويند يك بر ده قيمت املاك و اجارات و ارزاق بالا رفته است . خانه كه كرايهء آن ده ليره بوده صد ليره شده و قس على هذا . اينجا هم پول زرد آنچه بوده جمع نمودهاند در تمام بغداد كه سابقا مملو از ليره بود ، امروز هزار عدد پيدا نمىشود . كليتا روپيه كاغذى است . گفتند به دو ورود تا چندى قيمت پول زرد را به نقره ترقى دادند . پس از آنكه تمام را جمع كردند پائين آوردند . چنانچه سابقا ليره عثمانى دانهاى هجده روپيه بود فعلا چهارده روپيه است و پيدا هم نمىشود . بانك شاهنشاهى ايران در اينجا داير شده