تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6579

مساهمون:

ص٦٥٧٩
دادند ) . چندين ماه نجف با عثمانى و انگليس ياغىگرى كرد . اعراب زمر و . . . « 1 » ساكن شهر و خيلى شرور و جنگ‌جو هستند .

آب - ليموناد

من تعجب دارم شهرى مثل بغداد و اينجاها چه قسم ساليان دراز با مشك آب و چاه آب كه با يابو و گاوميش آب مىكشد زندگانى و زراعت و فلاحت نموده و باز هم مىكند . در حقيقت يك مملكتى به اين ترتيب زنده مانده است . اين ايام انگليسيها تلمبه‌هاى بخار داير نموده‌اند كه كم‌كم آن داستان قديم را محو مىكند از اين تلمبه‌ها كه خودشان « مكينه » مىگويند همه‌جا كوچك و بزرگ داير شده كم‌كم زياد خواهد شد . همه‌جا هم كارخانهء يخ‌گيرى آورده‌اند . اعراب رنگ يخ و بستنى مىبينند . كارخانهء ليمونادسازى فراوان است . شيشه‌اى دو شاهى . پول اينجا صد دينار ما مىدهند .

اعراب

در كربلا قرب ده هزار ايرانى موجود است ، در نجف سواى طلاب دوهزارنفر . دو دفعه اينجا باران شديد آمد خدام مىگفتند اگر اين‌باران شديد نيامده بود تا دو سه ماه كثافات اعراب باقىمانده بود . اين اعراب در كربلا كه خوب ديدم هيچ طهارت نمىگرفتند ، نماز معدودى مىكردند . بااين‌حال در حرم مىآمدند و كسى قادر نبود به آنها حرف بزند . در حرم سيد الشهدا ابدا حال گريه نداشتند بلكه شاد و خندان زيارت مىكردند و با حضرت طورى كه آدم با برادروخواهرش صحبت كند رازدل ، گله و شكايت مىنمودند . چنان مشت به ضريح مىزدند يا ضريح را تكان مىدادند كه نزديك بود از جا حركت كند .

سرووضع عرب

اعراب خيلى حوائجشان از ما به خارجه كمتر است . تمام لباس آنها دسترنج خودشان است . كلاه آنها چفيه و اگال است . لباس آنها عبا . كفش و جوراب هم هيچ‌وقت لازم ندارند . پوست پاى آنها از هرچرمى ضخيم‌تر است . زنهاى آنها عباى مشكى سر مىكنند ، پيراهنى مشكى از همان پارچه كه تا روى پاى آنها را گرفته ، يك‌لچك مشكى هم پيرها و بعضى جوانها به الوان ديگر در سر دارند . كوچك و بزرگ پاى برهنه [ اند ] .
هامش
( 1 ) - نام نوشته نشده است .