تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6576

مساهمون:

ص٦٥٧٦
محض آمدن مستشاران امريكائى نموده‌اند كه لدى الورد يك مناقشه بين ما و آنها حادث شود .

آقا محمد حسين نائينى

رفتيم خانهء آقا محمد حسين نائينى كه پس از آقا اوست . تشريف نداشتند . رفتيم خانهء آقا سيد محمد فيروزآبادى كه سيم است . بود و بيرون تشريف آورد . داخل امور سياسى نمىشود و فقط صحبت ما از هوا و صفا بود . هرسه جا قونسل ايران همراه بود . تازه آمده عامى است و قابليت ندارد . دولت ما هم كه براى يك همچو مركزى فقط صد تومان مواجب مىدهد البته بهتر از اين مأمورى نخواهد آمد .

مأمورين ايران

نجف مركز اسلام است و چون اكثريت عراق شيعه و تابع و مقلد مجتهدين ايرانى هستند هميشه بايد دولت ما مأمور قابلى داشته باشد و همه قسم چه براى خودش چه از طرف ديگران استفاده‌ها كند . افسوس كه به واسطهء عدم‌اعتنا و عدم‌معارف ، به واسطهء آقايان از جاهاى ديگر استفاده مىكنند . هميشه خودش هم مبتلاى انتريگ داخلى و گرفتار كشمكش با آنهاست . دولت بايد اين آقايان و اطرافيان اين آقايان را طورى در دست داشته باشد كه هرامر مهمى را بخواهد انجام بدهد و براى دولت عراق و انگليس و ساير جاها بتواند هميشه موانع بتراشيد كه محتاج به همراهى و موافقت با دولت ما باشند .

انتخابات عراق

انگليسها به معيت امير فيصل و حزب موافق خود به هزار زحمت اعلان انتخابات دادند كه مجلس برقرار شود و در ضمن معاهدهء عراق را به امضاء آنها برساند . به يك كلمه حرف اين آقايان كه انتخابات حرام است همه آن كوششها هدر رفت و به حكم حرمت يك‌نفر رأى نداد و براى انتخاب حاضر نشد . اين است كه دولت ما به هرقسم فداكارى هست بايد اين آقايان را مطيع خود نمايد و به توسط آنها استفاده‌هاى كلى نمايد . دولت ما مىتواند تمام اختيارات اين مملكت را به توسط اين آقايان و اطرافيان آنها در دست خود داشته باشد . اما امروز به واسطهء عدم‌سياست خودش گرفتار آنهاست و هردقيقه در محظورى واقع است ، نظير تلگراف مدارس و غيره و غيره .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6576 | قهرمان ميرزا عين السلطنه