تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6571

مساهمون:

ص٦٥٧١
آنجا بروند . كربلا نسبت به نجف خلوت است . ساعت سه نيم ما منزل آمديم درحالىكه زيارت ما از همان مكان بود كه نشسته و جا گرفته بوديم ، ديگر دست احدى جز اعراب به ضريح نرسيد . اين اعراب تمام توى رواقها ، ايوانها ، صحن و جلوخان و تا توى بازار مثل گوسفند روى هم منزل كرده بودند . با انبانهاى آرد و خرما و ديگ و ساج طبخ نان با زن‌وبچه‌هاى كوچك و بزرگ . هركس مىخواست خارج و داخل شود مىبايست يك ساعت زحمت بكشد تا جاى پا پيدا كند و ممكن نبود مقدار زيادى لعنت اللّه ايوك نشنود . هيچ حيا و حجابى نداشتند . زنها بغل مردها ، بچه‌ها روى آنها . صورت ، پا ، دست و سينه‌باز و از شدت سرما و آفتاب مثل مركبهاى سابق سياه . * * *
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6571 | قهرمان ميرزا عين السلطنه