تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6574

مساهمون:

ص٦٥٧٤
چسبيده بود . ماهتابى و اطاق ديگرى هم داشت . سيد علوان تنوره‌كشان آمد . پس از احوال‌پرسى غليظ شديدى گفت من از آمدن شما به واسطهء فرمايش خودتان مأيوس بودم . اين است كه تهيهء كامل ديده نشده حالا چه ميل داريد . حكم نيمرو ، ماست و نان داده شد كه ناهاروشام حاضر و آماده و مختصر تمام مسافرين ايرانى است كه به هرجا و به هرفصل حركت و مسافرت نمايند . بچه‌ها باز معركه كردند . حالا فرشته كم‌كم بدتر مىشود و خدا به داد عينى برسد . از مهذب الدوله هم به قدر سر سوزنى اين دو بچه واهمه ندارند . عز الدين اقلا روزى يك دور تسبيح به عين الملوك فحش پدر به اقسام مختلف مىدهد كه همه را من گوش داده و زير سبيلى در مىكنم . پس از طى اين واقعات به سمت حرم حركت كرديم .

ايوان نجف

بازار طولانى مقابل درب حرم است . بازارهاى اينجاها هم تمام سقف آهن دارد . كمتر آجرى است . كوچه‌هاى نجف بسياربسيار تنگ و از دو سمت عمارتهاى فوقانى به روى آن سقف زده است . وارد حرم و در جلوى ايوان طلاى نادرى ايستاديم . عالم ديگرى بود كه نمىتوان تحرير و توصيف نمود . واقعا ايوان نجف كه مىگفتند عجب صفائى دارد راست است . اين ايوان سقف ندارد . وارد رواق مطهر شديم « نجف آنجا به من و پايهء من كرد نگاه . » خداوند قسمت همه شيعيان على بكند . عالم‌عالم ديگرى است . بايد رفت و ديد .

قبور سلاطين قاجار

پس از زيارت طواف نماز سر قبر آقا محمد خان رفتم . سنگ خوبى داشت . خادم و چراغ داشت كه دولت مىدهد و تعجب است سليمان ميرزا برعليه آن نطق و پرتست نكرده است . قبر فتحعلى خان و حسينقلى خان و مادر فتحعلى خان و جمعى ديگر در اين مقبره بود كه همه سنگ مزار داشتند ، بعضى به ديوار ، بعضى در زمين مقبره . پس از آن‌منزل آمديم و غروب مجددا مشرف شديم . در نماز جماعت آقاى آقا سيد ابو الحسن اصفهانى كه امروز طراز اول علماى نجف و مرجع تقليد عموم است حاضر شديم . اين سمت‌سمت غربى روضهء منوره واقع است . ايوان نادرى مشرق است ، دو سمت ديگر جنوب و شمال صحن باز است . فقط سمت مغرب به اين مسجد مسدود است . اين مسجد را هم سابقا جماعت سنى ضبط نموده بود . پس از آمدن انگليسها جماعت شيعه تصرف نموده است . مسجد مدورى است .