تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6572

مساهمون:

ص٦٥٧٢

1302

پنجشنبه 4 ، اول حمل - عيد نوروز هوا بسيارخوش است بلكه سرد است و مىگويند سنواتى بود كه عيد به اين درجه هوا سرد نبود . كاهوى بسيار خوب و باقلا فراوان است . علىرغم مهذب الدوله من از خرماهاى خوب اينجا بسيار مىخورم و خوشم مىآيد . ليمو و پرتقال بسيار اعلى هم هست . عين الملوك متصل به من مىگويد كه به خانمها بگو كه ليموى اينجا چقدر تعريف دارد و من چقدر مىخورم . اما عز الدين و فرشته او را آهو كرده‌اند . به اين شكل پيش برود عينى ديوانه خواهد شد بلاشك .

ديدنهاى عيد

ديدن وزير دربار رفتم . قونسل خانه رفته بود ، آنجا رفتيم و سلام و تهنيت به نمايندهء دولت خود گفتيم . نصرت الوزاره « 1 » در بصره بزرگ شده عيالش اهل آنجاست . فرانسه ، انگليسى ، عربى حرف مىزند . شاعر است ، اديب است . چند كتاب نوشته و ترجمه كرده . خوش‌صحبت و زيرك است . سنّش از چهل علاوه است . مأمور آگاه فعالى است . اما دلى دارد مملو خون .

همه ناراضى

ما از روزى كه از طهران خارج شديم به هرمأمورى كه برخورديم و ملاقات حاصل كرديم شكايت از وزارتخانهء خود و ترتيب كارش داشت ، حتى رئيس پست‌خانه و راهدارخانه . يك مأمور راضى كسى نمىبيند و همه هم حق دارند و راست مىگويند . شب را مهمان قونسل بوديم . هرقدر خودش مبادى آداب است و خوش‌مشرب شامش بد و عيالش صرف عربى . مثلا در اين فصل خورش كدو پخته بود آن هم بدون چاشنى ، بدون روغن . گرسنه برخاستيم .
هامش
( 1 ) - نصرة الوزاره ( حسن بهبهانى ) متخلص به بديع ( متوفى 1316 شمسى ) مؤلف تاريخ بصره ، دستور زبان فارسى ، داستان كوروش و كتابهاى ديگر . به كتاب مؤلفين كتب چاپى تأليف خانبايامشار مراجعه شود . ( ا . ا . )