به سوى كربلا
اتومبيل براى كربلا در پنجاه روپيه كرايه و حاضر شده بود . ما كاظمين نرفتيم . شب عيد را خواستيم كربلا باشيم . درحالىكه كربلائيها نجفاشرف مىروند . عين الملوك خانهء خطير رئيس صندوق رفته بود . عيالش دختر تاج السلطنهء معروفه است . با اتومبيل رفتيم نزديك خانهء خطير ، عين الملوك را سوار كرده حركت نموديم . راهآهن تا مسيب مىرود . از آنجا به كربلا به واسطهء پل فرات ناتمام است . شوفر بچه عربى داشتيم درست مثل شمر . اتومبيل ما را مىراند . هيچ ملاحظه نداشت . نمرهء اتومبيل ما يكهزار و دويست بود . مىگفت دو هزار اتومبيل كرايه در بغداد به انواع مختلفه هست . چون ايام زيارتى بود پنجاه روپيه دادند ، در ساير اوقات دوازده روپيه الى بيست است . از بغداد تا كربلا بيست و يك فرسنگ است . خود اهالى اينجا فرسنگ ما را « ساعت » مىگويند . كمكم ميل انگليسى رواج خواهد يافت .
ماست مسيب
از جسر مسيب گذشتيم . من قدم زدم دويست و چهل و دو قدم بود . يك روپيه باج گرفتند . اما ديگر نواقل در كار نبود ، مثل ايران ماه مخصوصا گفتيم ماست آوردند و از قضا بقدرى بد بود كه به همان نگاه اكتفا شد . در ايران ما بين مردمى كه به اين صفحه آمدهاند سه چيز شهرت تمام دارد و به همهكس هم مىگويند اگر خدا نصيب كرد و عتبات مشرف شديد از ليموى يعقوبيه و ماست مسيب و فجيل كربلا نگذريد . ميانهء اين سه گمان مىكنم همان ليموى يعقوبيه خوردنى باشد . از ماست مسيب كه چيزى نفهميديم . آب فرات صافتر از دجله و عرضش كمتراز دجله است . اين دو رود كمتر از نيل نيست و بينالنهرين اگر همين قسم در دست انگليس باشد مصر ثانى خواهد شد . در اين دو سه سال همهچيز آن ترقى فاحش كرده . چنانچه بعضى مىگفتند بغداد نسبت به سابق خود يكبرصد توفير نموده است .
خانه در كربلا
يك ساعت به غروب مانده وارد شهر كربلاى پربلا شديم . راست قونسلگرى ايران رفتيم كه تلگراف شده بود منزل بگيرد و جواب رسيده بود حاضر است . نصرت الوزاره قونسل جلو آمد ، خيلى تعارف كرد . راضى نشديم آنجا پياده شويم . آدم خود را همراه كرد به خانه كه تهيه شده و آن خانهء سيد سعيد پسر آقا سيد حسن سركشيك بود به