تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6573

مساهمون:

ص٦٥٧٣

مراسم عيد

امروز دسته‌هاى موزيك از اهل شهر دهل و سرنازن عرب ، دمبك‌زن ، دايره‌زن عرب در كوچه‌ها گردش‌كنان و به خانهء محترمين مىرفتند ، مىزدند ، مىرقصيدند ، انعام و عيدى مىگرفتند . دسته‌دسته اعراب گرد هم حلقه‌زده يك‌نفر ميان آنها نى مىزد و سايرين مثل كردهاى ما چوپى مىكشيدند ، رقص مىكردند و تصنيف عربى مىخواندند . بسياربسيار تماشائى و بامزه . بعضى ديگر بيرقها را به دست گرفته با جمعيت خود از زن و مرد توى حرم و بازار و خيابان مىدويدند . علم‌دارها علم را به شدت تكان مىدادند و شعرى مىخواندند . سايرين از زن‌ومرد دنبال آنها و همان اشعار يا اشعار ديگرى مىخواندند تا غروب و پاسى از شب اين شادى رقص و آواز و ترنم اعراب در كار بود و اينها اعراب باديه هستند كه از بصره و اطراف آن تا حدود كربلا به زيارت عيد آمده‌اند وحشى ، حيوان ، اشد كفرا و نفاقا . صدق يا رسول اللّه . از ورود كربلا سيد علوانى ما را دنبال كرده كه نجف خانهء او برويم . هرجا مىرويم سيد علوان خلق الساعه مىشود . امروز به او گفتيم تلگراف آمده بغداد مراجعت كنيم . آهى كشيد گفت پس هروقت آمديد خانهء من منزل كنيد و رفت .

به سوى نجف

شنبه ششم شعبان - اتومبيل در دوازده روپيه براى نجف‌اشرف كرايه شده بود ( يك روپيه فعلا معادل سه هزار و پانصد دينار پول ايران است . يك روپيه چهارده آنه است . ) صبح حركت كرديم شوفر ترك بود و از دولت جابر انگليس و عرب بد مىگفت . از بغداد تا كربلا بيست و يك فرسنگ است ، از كربلا تا نجف چهارده فرسنگ . راه صاف و تا چشم كار كند صحرا بىآب‌وعلف ، مگر كنار فرات كه نخل و آبادى وصل بهم است . در اين صحرا فقط اعراب چادرنشين است كه گله‌هاى حشم آنها تعليف مىكنند . از فرات هرگاه نهر به اين سمت جارى شود آن‌وقت زراعت و محصول را بايد تماشا كرد كه چه هنگامه‌اى خواهد بود . قبل از ظهر دم دروازهء نجف رسيديم . دور ما را خدام گرفتند . به مجرد آن‌كه گفتيم سيد علوان ، سيد باريك اندامى لبيك گفت . جلو آمد . اتومبيل در شهر نمىرود همان‌جا پياده شديم . سيد جلو افتاد . خادم عامى بناى لندلند را به من گذاشت . كه مادر شما خانهء ما ، برادر شما حاجى افخم خانهء ما ، شما جاى ديگر ، علوان‌علوان . من هرقدر عذر مىخواستم بر تشدد او افزوده مىشد . بالاخره با خشم تمام مرا رها كرد و رفت . خانهء سيد علوان مثل همه خانه‌هاى نجف بالاخانه بود كه به بالاخانهء مقابل خود