عمارات شهر ببرد ، منافع آن مال خودش باشد .
سد هنديه را عثمانيها به توسط مهندس انگليسى بنا نهادند . آلمانها براى آنكه خود را صاحب عراق تصور مىكردند به اتمام رساندند . انگليسها خرابيهاى اخير آن را مرمت [ كردند ] و امروز داير [ ست ] و باعث آبادى اين اطراف شد . در كربلا سابقا سه ماه آب مىآمد حاليه تمام سال به باغات آب مىرود و روزبهروز باغ و بساتين افزوده مىشود .
مىگويند حياط بزرگ براى اين درست نمىكنيم كه زمين گران است و آفتاب تابستان هم گرم مىكند . عمارات را براى آن چسب بههم بنا مىكنيم كه آفتاب در كوچه نتابد .
تابستان در سايه راه رفته باشيم .
شب عيد تحويل سال
شب پنجشنبه چهارم شعبان - از نيم ساعت از شب رفته تا سه ساعتى تحويل شمس به برج حمل است . غروب با شاهزاده وزير دربار و نصرت الوزاره قونسل حرم مشرف شديم كه در بالاى سر حضرت جا گرفته بودند . جمعيت بىنهايت شد . اعراب شيعه از بصره به اين طرف آمده بودند و هردسته هم بيرقى داشت . زنها دست زده حوصه ( كيل ) مىكشيدند . مردها صلوات مىفرستادند . از اول شب هم هرچند دقيقه فاصله يكى از شيوخ آنها برخاسته اعلان تحويل را مىكرد . آنوقت صداى مهيبى از دست زدن و حوصه نمودن و صل على محمد گفتن برمىخاست و فشار بههم مىآوردند . طورىكه زنومرد روى هم افتاده باعث يك هيجانى مىشد كه خيلى طول مىكشيد تا اين هياهو ساكت شود . تا مىرفت مشغول دعا و نمازى شوند عرب ديگر اعلان تحويل را نموده باز آن آشوب و غوغا برمىخاست اشد از كرّت اول و حال آنكه اين عيد متعلق به ايرانيهاست . اعراب مهلت ندادند دست ايرانى به ضريح مقدس برسد ، مثل حيوان روى هم زنومرد سوار بودند تا دستشان به ضريح برسد . متصل هم دست مىزدند ، حوصه مىكردند و صل على محمد مىگفتند زنها را مردها بغل كرده دو ساعت زحمت كشيده عرق مىريختند تا به ضريح برسانند . چفيهها افتاده بود ، عقالها مثل طناب به گردن و دست و كمر پيچيده ، عباها توى دست و پايشان افتاده ، يك علم صراطى ، يك خر بازارى كه هيچوقت در ايران آن هم در اماكن مشرفه احدى نديده و به خاطر ندارد . ما تمام را تماشا كرده مبهوت عوالم اين مردمان سادهء مقدس با تعصب بوديم كه خود را فدا مىكردند كه دستشان به ضريح امشب و اين ساعت برسد . تمام چراغها روشن بود .
جمعيت فوق العاده و لذا به شدت گرم بود و عرق متصل مىآمد . گفتند در نجفاشرف امشب چندين برابر اينجا ازدحام و جمعيت خواهد بود ، زيرا معمول است عيد تحويل را