تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6540

مساهمون:

ص٦٥٤٠

دكتر ميليسپو

دكتر ميليسپو « 1 » ماهى هفتصد و پنجاه هزار تومان بودجهء قشونى تعهد كرد ماه‌به‌ماه از بانك برساند . اداره‌جات ماليه [ را ] كه جزو وزارت جنگ شده بود تحويل گرفت . حواله‌جات همه توقيف شد . سيصد هزار ليره از بابت نفط جنوب ميليسپو گرفت . گمرك هم نقد است و همين دو پول نقد را داريم .

ملاقات عز الدوله با احمد شاه

حضرت و الا حضور اعليحضرت رفته بود . خودش جوان است پادرد هم ندارد ايستاده پذيرائى كرد . خيلى به حضرت و الا صدمه و اذيت از اين پذيرائى رسيد . من گفتم چه لزوم داشت برويد ، از شما كى توقع ملاقات دارد . بارى شاه گفته بود مواجب پدرم را مىخواستند قطع كنند ، مواجب من كم است . همه سلاطين بيش از من مقررى دارند .

تعدد زنهاى فرمانفرما

آن‌وقت صحبت از زن گرفتنهاى فرمانفرما شده بود . فرمود پول زياد دارد متصل زن مىگيرد . فخر الملك شمه‌اى از زنهاى ناصر الدين شاه صحبت كرده بود كه اندرون شاه غلغله بود ، هفتصد زن در اندرون بود . شاه فرموده بود افسوس من سه تا بيشتر ندارم . معين الملك و معير الممالك را از خدمت خودش اخراج كرد . اولى منشى بود ، دومى پيشخدمت رخت‌دار . گويا در فرنگستان بداخلاقى كرده بودند .

مهذب الدوله مأمور امريكا

چهارشنبه 15 ج 1 ، 13 جدى - ركن الدوله حاكم قم ، ناصر قلى خان پسر سيم فخر الملك حاكم فيروزه كوه [ شدند ] . حاجى واليه امروز خدمت حضرت و الا آمد . اجازهء عقدكنان ملك تاج را براى ناصر [ قلى ] گرفت . به اصرار ميرزا حسين خان علائى سفير امريكا مهذب الدوله به سمت مستشارى آنجا مأمور گرديد با چهارصد تومان مواجب و پنج سال مدت اقامت ، فعلا رئيس كابينهء وزارت خارجه بود و از كابينهء سياه همين يك
هامش
( 1 ) - همراهان دكتر ميليسپو : مستر ارلىEarly، مستر مكاسكىMaccasky، مستر گورGore، مستر بگارBogart، مستر ميچلMitchell، مستر هالHall، مستر مكورماكMac Caromack، مستر گاردGardاين نه‌نفر وارد شده‌اند تتمه در راه هستند با مال بلديه ( از يادداشتهاى نويسندهء خاطرات )