بگيرد نگرفت . حاجى عليقلى خان پسر كوچك فخر الملك مايل شد قبول نكرد . گفت خيلى جوان است . بالاخره نصيب رضا قلى خان شد كه اين رضا قلى خان هم از همه برادرها خوشگلتر و رعناتر است ، بلكه از بسيارى از جوانهاى طهران ، حقيقتا از همه چيز تمام است و كمتر نظير او جوانى پيدا مىشود . اما براى آنكه نظر نزنند عقد و عروسى ماند براى ماه رجب ، زيرا جمادى الاخر هم آخر ندارد به قول كلثوم نهنه .
مراسم عروسى
يكشنبه 19 جدى ، 23 ج 1 - امشب براى دستبهدست دادن فخر تاج به اصرار دعوت كردند و من تا امروز عروس و داماد دستبهدست نداده بودم . عصر خانهء سالار معتضد رفتم از آنجا همگى به اتفاق عروس خانهء داماد خيابان آتشكده يك فرسنگ راه .
سابقا عروس را شب با مطرب ، با موزيك و چراغها ، طبقها مىبردند . اما حالا مغرب مىبرند . خيابانها روشن است محتاج چراغ نيست . موزيك هم خرج دارد و اشكال پيدا كرده . اين ايام مرسوم شده با اتومبيل ببرند و براى اين عروس هم اتومبيل سپهدار اعظم را آورده بودند . ما هم در يك درشكه نشسته دنبال عروس . خانهء سالار جنب سقاخانهء نوروز خان است . از دم مسجد شاه و بازار كنار خندق بايد رفت تا خيابان شمس العماره ، چه به روزگار ما كسبه و بچهها و مردم بىتربيت آوردند داستانى است . چقدر هو كردند ، چقدر الفاظ ركيك گفتند ، چقدر سخنان زشت تا رسيديم خيابان و خلاص شديم . دو ساعت از شب رفته عروس را دستبهدست دادم . ماچى از طرفين كرده به خانه آمدم .
هتاكى سليمان ميرزا به قوام السلطنه
امروز در مجلس راجع به امتياز نفط شمال سليمان ميرزا اشكالتراشى مىكند و مىگويد اصرار قوام السلطنه براى يكصد و پنجاه هزار دالر حقالزحمه است .
قوام السلطنه مىگويد خود شاهزاده در كميسيون بود و هراشكالاتى در مواد آن لازم بود يكىيكى گرفت و متقاعد شد . باز حالا در هرماده اشكال مىكند . پس نتيجهء كميسيون و زحمتى كه در آنجا كشيده مىشود چيست . درباب يكصد و پنجاه هزار دالر هم دروغ مىگويد ، چنين خبرى نيست ( فقط سليمان ميرزا با اين كابينه دشمن است ميل ندارد امتياز بگذرد . ) . هركس ضديت و اشكالتراشى مىكند خائن است . فورا سليمان ميرزا جواب مىدهد خائنم ، تو پدرسوخته خائن هستى و خيلى هتاكى مىكند . معتمد السلطنه مىگويد به خودش كار داريد پدر ما چه تقصيرى دارد كه بايد فحش بدهيد . رئيس الوزرا ديگر جواب نمىدهد . همهمه زياد در مجلس مىشود . فورا تنفس داده مىشود . در آنجا