احوالپرسى كرد . وليعهد هم اظهار التفات نمود . پس از ما زردشتيها ايستاده بودند . ارامنه بودند . هردسته نطقى مبنى بر تبريك ورود گفت . شاه جواب تشكرى داد . كالسكهء اعليحضرت را آوردند هشت اسب از اسبهاى انگليسى كه با توپ در قزوين داده بودند به كالسكهء شاه بسته بودند . گفتند اسبهاى كالسكه خانه جور و خوب نبود .
خانمها و شاه
ما زودتر حركت كرديم تماشا كنيم . اما سوار نيزهدار جلو شاه حركت كرد . ما را دچار يك مشقتى نمود . نزديك بود با جماعتى پايمال سم ستور شويم . ما به زحمت زياد از دروازه خودى داخل خيابان كرديم . شاه گذشت ، وليعهد در كالسكهء شش اسبه گذشت .
چند كالسكهء ديگر هم شاهزادگان ديگر . بعد رئيس الوزرا و وزير دربار . جلوى شاه نىدار يدك بود . نظام همهجا بعد از موزيك هورا مىكشيد . مردها ماشاءاللّه مىگفتند . خانمها قربانصدقه مىرفتند . بالاخره بين خانمها كه مىگذشتيم در سر وليعهد و شاه نزاع بود .
جمعى شاه و بعضى وليعهد را پسند مىكردند ، برخى هردو را . دو سه گاو جلوى شاه قربانى كردند . ما از عقب پياده مىآمديم و خانمها و نزاع و صحبت آنها را تماشا [ مىكرديم ] و گوش مىداديم . آنچه خانم در شهر بود امروز در عرض راه در دكاكين ، پشتبامها ايستاده بودند . شب آتشبازى و چراغان عالى بود . همهجا تماشا رفتيم .
امروز برفوباران همه را برهم زد ، سلام نشد . قاليچهها و پارچهها و چراغها خيلى ضايع شد . به عجله جمع كردند .
سلام تحت مرمر
سهشنبه سلام تخت مرمر منعقد شد . من چون سردارى مشكى نداشتم نرفتم .
مخاطب سلام صاحباختيار شده بود . سلام قبل جهانسوز ميرزا مخاطب بود . ازبسكه گفته بود بله عرض مىكنم ، بله عرض مىكنم و اسباب خنده گرديده بود اين دفعه عذرش را خواستند .
درحالىكه بازار و صحن حضرت عبد العظيم را زينت نموده بودند و منتظر بودند شاه گذشته بود ، مثل آنكه از عتبات گذشت و زيارت نرفته بود . اگرچه گفتند انگليسها شرط نموده بودند يكسر با ترن بصره برود و پياده نشود .