تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6490

مساهمون:

ص٦٤٩٠
شده‌ام . طرفين شروع به خنده كرده امر گذشت .

دست دادن با عسل

سال گذشته در شمران قرار بود اعضاء « كميتهء مسخره » در امامزاده يا تكيه صف بكشند . تا او مىرسيد مىگفت . . . به ريش همه ، مىگفتند ساق اوسّن . بعد مىگفت آزاد . هريك براى گردش خود حركت مىكردند . يك روز همه را برد پاى قنات كره و عسل داد . آن‌وقت گفت دستهاى خود را خوب عسل بمالند و به هركس مىرسند دست بدهند . اينها توى تكيه و امامزاده و بازار متفرق شدند و به هركس رسيدند دست دادند . من‌جمله من بودم . بعد از آن‌كه رفتم سر قنات براى شستن دست به فاصلهء ربع ساعت سى چهل نفر آنجا جمع شده و مشغول شست‌وشو شدند .

شوخى با آژان

بارى خيلى از اين كارها دارد كه من گاهى در روزنامهء خود متذكر شده‌ام . يك آژانى است درميان همه آژانها كه ريش بلند انبوهى دارد . حاجى خان در دزآشوب مصادف اين آژان شده بود . بىاختيار گفته بود . . . به‌ريش . آژان دست به باطوم خود كرده بناى فحش را به حاجى خان گذاشته بود . حاجى خان ديده بود سنبه پرزور است فرار كرده بود . آژان با آن هيكل و باطوم دست دنبال او ، اين كوچه آن كوچه ، اين باغ آن باغ . بالاخره حاجى خان ديده بود دست‌بردار نيست پشت يك بوته مخفى شده بود تا آژان رد شده بود . فورا طرف مخالف او را گرفته و به خانهء يكى از دوستان پنهان شده بود .

خالو قربان

پنجشنبه 24 ذيقعده - چندين نفر از صاحب‌منصبان جمعى خالوقربان به جرم خيانتى كه در مورد او نموده‌اند محكوم به يك‌سال و نيم الى سه سال حبس شدند . از آن جمله است ولى آقا الموتى خودمان كه خودش را ولى خان دماوندى معروف نموده بود . سربازهاى كشمرزى شناخته هم به صاحب‌منصب خود و هم به ما گفتند . فعلا مشغول اقدامات هستيم كه اين آدم را در تحت استنطاق آورده در ضمن كارهاى ساعد الدوله آفتابى شود .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6490 | قهرمان ميرزا عين السلطنه