شمرانات و قصور سلطنتى و مردم را نديده بودند تصور مىكنند امروز آبادتر از سابق است و حال آنكه آنچه من ديدم نصف بلكه علاوه از نصف آبادى شمران كمتر از سابق شده است .
جشن مشروطيت
شب يكشنبه 14 ذيحجه - ارباب كيخسرو وكيل زردشتيها رئيس مباشرت مجلس ( در هردوره وكيل و امر مباشرت با او بوده و خوب از عهده برآمده است كه واقعا اين شغل براى او و شغل رياست براى مؤتمن الملك جامهاى است كه به قامتشان دوختهاند ) پيشنهادى نمود كه جشن مشروطيت كه در 14 جمادى الاولى مطابق با 14 اسد بوده به همان 14 اسد مبدل گردد ، [ مگر ] درمواقع ايام متبركه عزادارى روضهخوانى بشود . اين پيشنهاد كه البته سابقه هم داشت پذيرفته شد و امشب جشن گرفته شد . شب يكشنبه را هم شب دوشنبه به قانون اروپائيها مبدل كردند .
مردم از تغيير هجرى به شمسى آنقدر بد نگفتند ، اما از تغيير ايرانى به فرنگى هرقدر هم فرنگىمآب بودند خوب نگفتند ( بعضيها هم بطور مزاح مىگفتند ارباب خوب است ماه مبارك رمضان را هم در فصل پائيز پيشنهاد كند و مجلس رأى بدهد تا از آن بابت آسوده شوند ) .
براى تماشا كه سالها بود نديده بودم رفتم . دستهء موزيكى جلو خان مجلس مترنم بود .
داخل باغ عمومى بود . هرطبقه مخلوط داخل و هرجا مايل بودند راه مىرفتند ، مىنشستند . چاى ، بستنى و آب يخ بود . اما به اين جمعيت ابدا نمىرسيد . چنانچه به ما هم نرسيد . چند دسته موزيك بود و چراغان خوبى نموده بودند . باغ باصفا [ بود ] گل و چمن زيادى داشت . يك ساعت گردش و توقف ما طول كشيد . بعد خارج شديم .
گفتند از سال گذشته جشن عمومى شد . شاهزاده سليمان ميرزا درب مجلس ايستاد و نطق كرد [ كه ] باغ [ و ] عمارت مجلس مال همه ملت است ، چرا بايد جشن آن را اختصاص به اشراف و معتبرين مردم داد ، مردم داخل شويد . قراول كنار برود . بسم اللّه ، بسم اللّه .
مردم هجوم آوردند . چراغها شكست ، ظرفهاى آب و چاى ريخت . در اين بين رندى داخل تحويل خانهء مباشرت شده صندوق پول را برداشته فرار كرد . هياهو درگرفت .
بالاخره پليس صندوق را بيرون باغ گرفت و آورد .
امسال احتياطها را منظور داشته بودند جز براى گلها و چمنها و شاخهء اشجار ميوه كه به آنها ترحم نشد .