تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6487

مساهمون:

ص٦٤٨٧
چيزى كه زياد خريدارى و خورده مىشود گردوى مغز كرده است كه بىنهايت بچه‌ها براى فروش مىآورند . يك‌نفر از سخاوتمندها هرچند نفرى كه باهم حركت مىكنند صد دينار داده پنج عدد گرفته ، نفرى يك‌دانه يا نصف آن را تقسيم [ مىكند ] و ميل مىفرمايند . گاه مىشود چهار تومان كرايهء درشكه رفتن و آمدن را مىدهند ، اما ده شاهى بستنى يا چاى نخورده مراجعت مىكنند و اينها نيست مگر از فقر مردم شهر ما .

سربند دربند

محل تفرج عمومى جديد ديگر سربند دربند است . صبحهاى جمعه پياده ، سواره ( اينجا كالسكه يا درشكه نمىرود ) ، دسته‌دسته تا سربند مىروند و مراجعت مىكنند . بعضى از مردم از سربند تجاوز به پس قلعه [ مىكنند ] يا خيلى همت داشته باشند آبشار مىروند و ناهار صرف نموده عصر براى قلهك مراجعت [ مىكنند ] . اينجا هم گردوئى ، بادامى ، آجيل‌فروشى گله‌گله ايستاده مردم خريدارى مىكنند . كافه يا رستورانى نيست . ناهار هم ببرند دانگى است ( پيك‌نيك ) . اينجاها اگرچه آژان هست اما چون جاده تنگ است و اطراف رودخانه باغهاى بىديوار زياد جوانها بهتر با زنها معاشقه مىكنند تادر قلهك .

لباس مردم - چوچونچه

لباس مردها كت و سردارى و شلوارهاى سفيد يا الوان نازك است . هركدام يك عباى نازك بيشتر فلاحيه روى آن فكل و كراواتهاى بىآهار دوبل ، تسبيح در دست ، چطر سفيد با عصا هم همراه دارند . كفشها كتان سفيد است يا ملكى و گيوه . بيشتر سرداريها از پارچهء ابريشمى است كه « چوچونچه » مىگويند ، از چين و تبت و غيره مىآورند كه خيلى بادوام است . زنها چادرهاى اطلس دانه‌اى چهل تومانى با پيچه كه قدرى بالا رفته باشد . سينه‌ها باز است و اغلب چارقد هم ندارند . دستها تا مرفق گاهى تا بازو باز است . چادرها قدرى كوتاه كه جورابهاى قشنگ خانمها بعضى اوقات تور خوب پيدا باشد . البته از پشت جوراب تور سفيدى چاقى پاى خانم هم پيدا خواهد بود . بعضى اوقات همه صورت و گردن و لباس خانم هم پيداست . كفشها سفيد است ، بعضيها زرد و سياه هم مىپوشند . در اطراف رودخانه ميان باغات اغلب صداى تار و ضرب و آواز هم بلند است كه خانمها روى سنگها نشسته با دقت گوش مىدهند . بهتر از سابق مىشود با خانمها حرف زد . چندان بداخلاقى و حرفهاى ركيك زشت نمىگويند .