بر ما گذشت كه شايد مدتها آرزوى آن را داشتم . آنها شهر آمدند من دو سه شب ماندم .
اما شمران اغلب دهاتش از سال قحطى خراب شده . جعفرآباد و امامزاده قاسم نصف بيشترش خراب است و هيچ رونق سابق را ندارد . شبهاى جمعه كه امامزاده قاسم آن جمعيت و هنگامه بود ابدا كسى نيست . تمام دكاكين و بازارهاى آن خراب و باير است .
تجريش سمت پل و مغرب و شمال امامزاده به كلى خانه و دكاكينش خراب است .
پل معتمد الدولهاى « 1 »
خود پل هم خراب شده . چند تا چوب مثل پلهاى دهات الموت بهجاى پل آجرى مرحوم معتمد الدوله فرهاد ميرزا انداخته [ اند ] كه آدم و مال به زحمت مىگذرد . خصوصا خانمهاى شيك طهران كه صد تا جيغ مىزنند تا بگذرند . يكنفر صاحب خير از همه اين متمولين كه پارك و عمارت در تجريش دارند حاضر نشد شخصا يا با شراكت اين پل را كه فقط پانصد تومان خرج دارد بسازد . بلديه هم نساخت .
كامرانيه ورساى تهران
يك روز به ياد گذشته نياوران و صاحبقرانيه رفتم . باغ به آن عظمت كامرانيه يك صحراى وسيعى شده است كه همهرا زراعت مىكنند . فقط سر در آن باقىمانده بود كه جديدا آقا فروخته مصالح آن را فرمانفرما براى باغ جديد تجريش خودش مىبرد . اين باغ ، منظريه و نياوران و رستمآباد را بهم متصل نموده بود ، چه عمارات ، چه قنوات ، چه اشجار و گلكاريها ، چه درياچهاى و فوارهها كه چشم هربيننده را خيره مىكرد . در حقيقت « ورسايل » طهران بود . حالا به اينروز افتاده و آنهمه پول از بين رفت .
اين دهات هم خراب شده سكنهاش مرده يا رفتهاند . باغات اربابى آن مخروبه و بىديوار . يك حالت حزنانگيزى داشت كه واقعا انسان از تماشاى آن رقت مىآورد . فقط وليعهد آنجاست و جمعى از اجزاء او . پائينتر رفتم ديوار باغ عمارت سلطنتى به كلى خراب [ بود ] و ناچار شده بودند قراول گذاشتهاند شبها و روزها كشيك بكشد . البته اين نقاط مهم شمران كه به اين نحو خراب باشد ساير دهات كه چندان اهميت نداشت به طريق اولى ويران و خراب است . فقط در شمرانات همان قلهك و كنار جادهء آن آباد شده كه آن وقتها زمين باير بود . مردم شهر ما هم به همان آبادى آن نقطه شاد [ ند ] و چون سابق
هامش
( 1 ) - مراد پل كوچكى است كه از اوايل خيابان مقصود بيك ( چهارراه ثقفى ) به سمت امامزاده صالح ( ع ) مىرود نه پل بزرگ تجريش در امتداد خيابان ولىعصر . ( مسعود سالور )