قشونگيرى جديد و قديم
من عقيده به اين قشونى كه سردار سپه گرفته و مىگيرد ندارم . قشون داوطلب و هردمبيل براى ما قشون نمىشود . در اينجا چون قشون اجبارى ممكن نشده است همان از روى بنچه خوب بود كه به ترتيب قديم بگيرند ، از روى ديسيپلين صحيح . و الا يك دسته سوار هركدام اهل يك ولايت بدون ضامن ، بدون وثيقه و بدون تناسب امكان ندارد پايدار بماند . سابقا گذشته از اينكه يك ده شش دانگ ضامن سرباز محل خود بود كه همه قسم در غيبت آن سرباز از خانه و عيال و اطفال حتى كسان دور آن نگاهدارى مىكرد كه مبادا اسباب شكايت سرباز شود و از سفر فرار كند يا شكايت نمايد . آن سرتيپ ، آن ياور ، آن سلطان ، آن نايب همه اهل ولايت و اهل همان دهات بودند . آحاد سرباز را مىشناختند . همه قسم دستگيرى مىكردند . پول مىدادند ، پرستارى مىكردند .
نمىگذاشتند به تن سرباز بد بگذرد . چون دخل آنها ، احترام آنها ، رتبهء آنها به واسطهء اين فوج بود . كوشش داشتند كه هميشه سرباز از آنها راضى باشد كه تغيير نكنند . حالا اين صاحبمنصبها ابدا دربند و قيد اين نكات نيستند كه از افراد نگاهدارى كنند و اسباب رضايت آنها را فراهم نمايند . امروز سراين دسته است ، فردا سر دستهء ديگر . يك ماه رشت است ، ماه ديگر تبريز . به خود افراد همچون هركدام اهل يك ولايت هستند خوش نمىگذرد . خو ، عادت ، زبان ، عدم شناسائى همديگر ، حتى غذا و پوشاكشان مختلف است . برعكس سابق كه هشتصد نفر اهل يك بلوك يا يك ولايت بودند كه نهايت پيوستگى را از هرحيث بهم داشتند . از سرتيپ گرفته تا تابين يك سرباز كه قوه و تمكن داشت ده سرباز همولايتى خود را نگاهدارى مىكرد . اما حالا اگر آن اصفهانى هزار تومان داشته باشد صد دينار به آن همدانى نمىدهد . وضع غذا و پوشاك هم كه بسياربد است . در اروپا هم رژيمانها از قشون اجبارى و داوطلبى هريك اهل يك ناحيه يا يك ولايت هستند ، نه آنكه « آترياد » اصفهان بيشترش ترك باشد ، آترياد اردبيل بيشترش فارس ، هرده پانزدهنفر اهل يك ولايت .
قشون در ايران
ايران به واسطهء عدموسايل حملونقل قشون بسيار لازم دارد . صاحبمنصبان خيلى قابل امين صديق خدمتگزار حقيقى كه بتوان به آنها اطمينان نمود . صد هزار نفر قشون تبريز باشد تا براى اغتشاش خراسان برود كارازكار گذشته . در هرنقطه از ولايات قشون بايد باشد كه همانجا را فقط حفظ كند ، حتى قشونى كه در مشهد باشد به درد